Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 
Elections By-Law Hambastegi

عوامل

و شبکه های

نامرئی

October 12, 2017
با تشکر از شهرما  

در ضمن با برقراری روابط خاص، با بعضی از رسانه ها، سازمان ها، مشاغل، و افراد، سیستم حمایتی دو طرفه ائی را در جهت پیشبرد اهداف خویش بوجود آورده است.

گروه های سیاسی نیز یکی دیگر از این چهار عامل میباشند که مخالفت و مبارزه با جمهوری اسلامی  وجه اشتراک اصلی آنها بوده و از لحاظ قدمت و سازمان دهی در صدر قرار دارند. ولی به علت عدم تفاهم و برنامه ریزی های مشترک، تا به امروز بیشتر دفع کننده یکدیگر بوده اند. از اینرو شاید حضورشان در صحنه برای بوجود آوردن هیاهو و سر و صدا چشمگیر است ولی عملن نشان داده اند که در امور اجرائی، کارائی و هماهنگی های لازم را ندارند.

و بالاخره عامل چهارم که تشکل غیر سازمان یافته و بدون برنامه ریزی مشترک آنهائی میباشد که شاید بصورت مستقل عمل مینمایند، ولی به اصول دموکراسی پایبند میباشند. اخیرن نیز با یک سری گردهمائی ها، همچو بزرگداشت عباس کیارستمی، حمایت از سعید ملکپور، گفتگو با بنیان گذاران، و بزودی جلسه گفتگو پیرامون بازگشائی سفارت، جریانی در این میان در حال شکل گرفتن است.

در اینکه کلیه مهاجرین وجه مشترک هائی دارند جای شکی نیست. ولی متاسفانه انگاری که همگی این نکته مهم و مشترک را فراموش کرده اند. ولی در عوض تفاوت ها باعث بوجود آمدن این چهار عامل شده اند، که ماهییت و هویت هر کدام را تشکیل داده و در درجه اول اهمیت قرار گرفته اند. هر چهار گروه نیز دارای ساختار زیرین مشترکی هستند که همانی میباشد که بصورت غریزی و بدوی در انسان ها برای حفظ بقا و رفع نیاز های فردی، نفسانی و جمعی وجود دارد.
-  در هرکدام یک کارگردان اصلی وجود دارد (1).
- عده ائی بدون آنکه از این ساختار اطلاعی داشته باشند ظاهرن عنان را در دست میگیرند (2).
- اکثریت افراد، که این توهم در آنها وجود دارد که نقش اصلی را بازی کرده و کلیه فعالیت ها برای آنها صورت میگیرند (3).
- و بالاخره موضوعات مطرحه که بهانه و ابزار هائی برای بسیج و متمرکز کردن اذهان عمومی میباشند (4).

- برای درک بهتر به کنگره بنگریم. در ظاهر هییت مدیره ائی (2) وجود دارد که از طریق آرای اعضاء (3) انتخاب شده است. خوب میدانیم که در وضعیت فعلی، کارگردان (1) یکی بیشتر نیست و مابقی نام خود را به عاریه داده اند. موضوعاتی همچو بازگشائی سفارت (4) نیز که هدف اصلی آن بیشتر سرگرم کردن و بسیج کردن افراد میباشد.
- به مراسم عاشورا بنگریم. مگر کارگردانان اصلی غیر از مساجد (1) میباشند؟ ولی در ظاهر عده ائی از جوانان (2) بصورت خود جوش این مراسم را برگزار میکنند. عزاداران (3) که در ظاهر نقش اصلی را به عهده  دارند مانند خود مراسم عزاداری (4)، بهانه و ابزاری بیش نیستند.
- گروه های سیاسی و گردهمائی ها نیز از این اصل مبرا نمیباشند. بازیگر و یا بازیگران اصلی وجود دارند که نقش آفرینی میکنند. عده ائی با عاریه دادن نام، و عده ائی دیگر با حضور، نقش های داده شده را ایفا میکنند. انتخاب موضوعات روز نیز که کمکی برای جلب توجه، بازار گرمی و حفظ تشکل ها میباشند. غافل از آنکه این نوع نحوه عمل از اهمیت هدف اصلی کاسته و مانع شکل گیری و همصدائی کل کامیونیتی میگردد.

آیا میتوان آنهائی که در هر کدام از این تشکل ها با هدف خاصی غیر از خدمت مخلصانه نقشی بازی میکنند را داوطلب، و کاری را که انجام میدهند، کار داوطلبانه دانست؟ باشد که در آینده بصورت مفصلتر به تک تک این موارد بپردازیم.

 

سخن سردبیر* در نشریه هفته گذشته شهرما، و توجه ایشان به پدیده ای آشنا، که فهمش نیاز به تفکر و تعمق از نوع دیگر دارد، من را برانگیخت که برای فهم و درک کامیونیتی، با دیدی ورای آنچه معمول است به مشاهده لایه های زیرین ساختار آن، که کمتر به چشم میایند بپردازم.  در ضمن برخورد رئیس کنگره نسبت به اعتراض به تاخیر در ارائه گزارش مالی سال گذشته، و گفتگو با یکی از فعالترین منتقدان کنگره، که در هر دو مورد به داوطلبانی که در فعالیت ها شرکت میکنند اشاره شده است، نیاز تعریف مجددی از این افراد را الزامی میدارد. به علت اهمیت و گستردگی موضوع، این مقاله بیش از مقدمه ای بر این مقوله نیست.

حتی کسانی که از تئوری موسیقی، قوانین ریاضی و هندسی، و یا ضوابطی که در پس هر زیبائی و هماهنگی نهفته است اطلاعی ندارند، باز بصورت ناخود آگاه و غریزی آنها را حس کرده و در اعمال و رفتار خود به کار میگیرند. انگاری ضمیر ناخود آگاه ما، و یا بهتر بگویم "خود آگاهی" از توان هائی برخوردار است که نه تنها قابل لمس برای پنج حس نمیباشند، بلکه درک آن نیز نیازمند به "فهم برتر" دارد. در این رابطه میتوان گفت که ما همچو نابینایانی میمانیم که از طریق چهار حس دیگر، بصورت تجربه عملی با محیطی که در آن زندگی میکنیم آشنائی پیدا کرده ایم. در نتیجه تصویری دور از واقعیت ها در ذهن خود از آن محیط داریم. همچو نوازنده ای که بدون آنکه بداند نت ها بر چه پایه ائی استوارند، قادر است قطعات زیبائی را آفریده و اجرا نماید.

جناب زرین مهر در مقاله خود اظهار میدارد که شخصن، تجربه "چشم بد" یا " چشم شور" را داشته است و از راز نهفته در پس آن که چرا کائنات با بعضی ها سرناسازگاری دارد پرسیده و اظهار بی اطلاعی میکند. بعد از یک سری سئوالات این نوید را میدهد که شاید اصلان میرکلامی بتواند پاسخ بسیاری از اینگونه سئوالات را در سمینار رایگانی که قرار است به همت مجله شهرما و تلویزیون آی تی سی در روز پنجشنبه 19 اکتبر از ساعت شش الی هشت شب در بنیاد پریاد برگزار شود، بدهد. باید بپذیریم که اگر چشم و گوش ما نتوانست پدیده ائی را ببیند و یا بشنود، این به آن معنا نیست که آن پدیده وجود ندارد. با توجه به پیچیدگی کائنات باید بپذیریم که برخورد سطحی با پدیده ها، برای درک و فهم آنچه در اطرافمان میگذرد کافی نبوده، چه رسد برای پی بردن به نظام نهفته هستی.

این مبحث را بهانه ائی قرار داده ام که مجوزی باشد برای آزادی عمل بیشتر در مشاهده لایه های زیرین ساختار اجتماعی کامیونیتی و پدیده هائی که در حال وقوع میباشند. مراسم عاشورا، کنگره ایرانیان، گروه های سیاسی، و گردهمائی هائی که میروند خود به جریان و یا نهادی مبدل شوند، عوامل فعالی هستند که در شکل دهی کامیونیتی، بوجود آمدن همبستگی و یا تفرقه، نقش موثری را بازی میکنند. بررسی وجوه مشترک و آنچه آنها را از یکدیگر مجزا میسازد، برای شناخت مشکلات و پیدا کردن راه حل بی مورد نمیباشند.

تمام آنهائیکه با فعالیت های اجتماعی سر و کار دارند بخوبی میدانند که یکی از مشکلات اساسی کامیونیتی ما بی اعتنائی و عدم حضور افراد در فعالیت ها میباشد. به خیابان آوردن حدود دو هزار نفر آنهم برای چندین ساعت راهپیمائی کار ساده ائی نیست. بخصوص اگر برای اطلاع رسانی و سازمان دهی از هیچکدام از ابزارهای معمول استفاده نگردد. بی شک در این رابطه شبکه های ارتباطی وجود دارند که مساجد میتوانند در راس آنها قرار داشته باشند.

کنگره ایرانیان نیز سعی نموده است در دو سال اخیر هدفمندانه از طرق مختلف، از جمله نظر سنجی ها، طومار، تماس با نمایندگان، ضیافت های مختلف، اطلاعات بیش از ده هزارنفر را جمع آوری کرده و برای خود شبکه ارتباطی بوجود آورد.


 

* سخن سردبیر - اسد زرین مهر - شهرما - 5 اکتبر 2017

شما تا چه اندازه به شانس و اقبال و یا بد شانسی اعتقاد و باور دارید! آیا تجربه خوش شانس بودن و یا بدشانس بودن در مورد خود و یا دیگران را داشته اید؟ آیا تا به حال، شده است که بگویید و یا بشنوید که بگویند: "این هم از بد شانسی ماست؟"

می گویند شانس هنر است و بدشانسی نیز ارثی است. بعضی ها کار نکرده و زحمت نکشیده، همه جوره شانس میاورند و آنچنان همه چیز بر وفق مرادشان می شود که آدم را به تعجب وامیدارد. بعضی ها نیز، همه جوره از دل و جان و مال، مایه می گذارند، ولی باز، نتیجه ای که باید حاصل شود، بد و معکوس از آب در می آید. چه رازی در این بخت و اقبال آدم ها وجود دارد که یکی را خوشبخت و دیگری را بدبخت می کند!!؟

من، شخصاً، تجربه "چشم بد" یا "چشم شور" را داشته ام.

خانواده خوبی را می شناختم که یکی یکی، با حوادث ناگواری از بین رفتند.

چه راز کشف نشده ای وجود دارد و چرا کائنات با بعضی ها، سر ناسازگاری دارد و به اصطلاح، خوب تا نمی کنند ولی با بعضی ها چرا؟!! آیا می توان با تمرین و ممارست، امواج مثبت و خوب را جذب کرد؟ آیا باید از بعضی عوامل منفی و شوم، دوری کرد؟ چگونه می توان هنر "خوش شانس" بودن را آموخت؟ چه فلسفه ای در کار است!!

اصلان میرکلامی، پاسخ بسیاری از جواب های فوق را در سمیناری که از طرف مجله شهرما و تلویزیون آی تی سی، برگزار می شود، خواهد داد.

این سمینار، رایگان بوده و در روز پنجشنبه 19 اکتبر از ساعت 6 تا 8 شب در بنیاد پریا برگزار می شود.

اگر پاسخ را بدانیم، مسئله به راحتی حل خواهد شد.
در سال 1949، سرگرد ادوارد مورفی که مهندس هوا فضای آمریکا بود، روی پروژه ای کار میکرد.در یکی از سخت ترین پروژه ها، یکی از تکنسین ها ، سیم ها را برعکس وصل کرد که موجب خراب شدن آزمایش گردید. سرگرد مورفی، درباره این تکنسین گفت:" اگه یک راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته، او همان یک راه را پیدا می کنه."

و این اولین "قانون مورفی" بود.این قانون، اول در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد، به فرهنگ عامه، راه پیدا کرد.

در زیر به چند مورد که در "قانون مورفی" وجود دارد، اشاره می کنیم:

قانون بینی:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

 قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

    قانون اثبات:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که دستگاهی کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

  قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن، با میزان دسترسی آن نقطه، نسبتِ عکس دارد.

  قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از چای و یا قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که آن کار تا سرد شدن آن چای و یا قهوه، طول خواهد کشید.

قانون کار:

اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند، حتما چیزی را از قلم انداخته اید.

قانون جستجو:

هر وقت دنبال چیزی می گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو می‏کنید، آنرا پیدا می‏کنید.

قانون خرید:

اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آنرا خریدید، آنرا در مغازه ی دیگری، ارزان تر خواهید یافت.

قانون چیزهای خوب:

هر چیز خوب در زندگی، یا غیر قانونی است یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده.

قانون دسترسی:

هرگاه چیزی را دور بیاندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد.

قانون صبحانه:

همیشه، نان از طرفی که به آن کره مالیده اید، روی زمین می افتد.

قانون خانم مورفی:

اگر چیزی خراب یا اشتباه بشه، حتما تقصیر آقای مورفی است.

خوانندگان گرامی شهرما، برای جلوگیری از مشکلات ناشناخته و ناخواسته و راه های موفقیت در زمینه های مختلف، به سمینار رایگان نیروی درون بیائید و از دنیای نیروی شگفت انگیز ضمیر ناخودآگاه، آگاه شوید.

 

 


www.hambastegi.ca  647-748-5991   [facebook/hambastegi.hemayat]       [Let's talk ICC]      www.kikist.ca       No Deportations To Iran

Last Edited 12/10/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca