|
March 02, 2017
|
اگر آنهائی که بصورت غیر مستقیم و در بسیاری از موارد ناشناخته با جمع آوری کمک های مالی، به یاری بیماران، ساختن مدارس، و یا تحمل هزینه های زندگی اطفال یتیم در ایران فعالیت میکنند را به حساب آوریم، باز نسبت به سیصد هزار ایرانی در کانادا و یا صد و شصت هزار نفر در تورنتو رقم کوچکی به حساب خواهند آمد. البته اگر همینقدر که اجازه ندهیم که گرگ صفتان در لباس میش ما را طعمه خود قرار دهند جای شکرش باقی خواهد بود. ولی متاسفانه شاهد هستیم که بعضی ها در اثر بی توجهی و یا نا آگاهی، خواسته و ناخواسته در مسیری قرار میگیرند که با دستهای خود، قالی قرمز زیر پای آنهائی که از دستشان گریخته ایم پهن کنند. البته اگر کنگره ایرانیان نقش خود را آنطور که میبایست بازی میکرد، سازمان دهی و انجام فعالیت ها در مسیر منافع کامیونیتی و منافع آنهائی که نتوانستند با ما باشند ساده تر میشد. ولی با مشاهده فعالیت های این نهاد در ده سال گذشته، بخصوص مسیری را که امسال پیش گرفته است، قطع امید از آن نه تنها کار نا بجائی نبوده، بلکه باعث خواهد شد که از انتظار بیهوده و اتلاف وقت جلوگیری کرد. دلیلی نیز وجود ندارد که نتوانیم بدون مداخله این نهاد دست به فعالیت هائی زنیم که از این نهاد توقع داریم. بخصوص که با پیشرفت های تکنولوژی، اطلاع رسانی، مشارکت جمعی، و بسیاری از فعالیت های دیگر ساده تر گشته اند. افراد میتوانند بدون آنکه از محل خود جا به جا شوند به فعالیت های جمعی بپردازند. تهیه، بررسی و ترجمه مقالات و موضوعاتی که میتوانند برای همگان مفید بوده و سطح آموزش و آگاهی جمعی را بالا ببرند، و برگزاری جلسات گفتگو پیرامون آنها، نمونه هائی از آن میباشند. بررسی نشریات و ارائه گزارش کوتاهی از آنچه هر هفته در کامیونیتی صورت میگیرد، میتواند نمونه دیگری باشد. بطور مثال کنگره ایرانیان که در رابطه با بازگشائی سفارت و یا لایحه 219 مجلس سنا چنین هیاهوهائی را به راه میاندازد، کوچکترین اقدامی در جهت برگزاری جلسات گفتگو در این رابطه، و یا ترجمه و توضیح پیرامون این لایحه به عمل نمی آورد. عدم شفافیت و مخفی کاری را به جائی میرساند که سی ثانیه از ویدئو جلسه سنا که توضیح کوتاهی بر مفاد این لایحه است را حذف میکند. تا مبادا شنیده شود که این لایحه که به عنوان "تحریم های غیر هسته ای" ارائه شده است، به دلیل فعالیت های تروریستی رژیم، اشاعه نفرت، و نقض قوانین حقوق بشری میباشد. به هر حال در هر سن، موقعیت و شرایطی که هستیم میتوانیم در فعالیت های جمعی مشارکت داشته باشیم. از اینرو از همگی بخصوص آنهائیکه پیشنهاد و طرحی دارند دعوت میشود که با تماس با "همبستگی و حمایت" نیرو ها را منسجم کرده تا بتوان آنها را بصورت جمعی اجرا نمود. نگارنده این سطور که که در حرفه چاپ و تابلو فعالیت مینماید آمادگی خود را برای انجام کلیه نیاز های فعالین اجتماعی در حد امکانات خود، با قیمت تمام شده اعلام میدارد. در ضمن به مناسبت روز جهانی زن برنامه ای در روز یکشنبه 12 مارچ، ساعت یک و نیم بعد از ظهر، در سیویک سنتر نورت یورک واقع در 5100 خیابان یانگ، توسط فعالین کارزار زنان علیه خشونت دولتی ، اجتماعی و خانگی (تورنتو)، تدارک دیده شده است. در این گردهمائی مستوره الوند کوهی، مژده جویا، و آناهیتا رحمانی سخنرانی کرده و فیلم "رقص برای تغییر" ساخته شهرزاد ارشدی با حضور ایشان به نمایش گذاشته خواهد شد. در ضمن پذیرائی با شیرینی و چای و قهوه، پاسخ به سئوالات، شعر و دکلمه نیز بخش هائی از این برنامه خواهند بود.
|
مهاجرت، بخصوص برای ما ایرانیان، با تمام سختی هایش امتیازی میباشد که همه کس اقبال دست یافتن به آن را ندارد. بی شک اگر عده بیشتری این امکان را میداشتند جمعیت پنج میلیونی مهاجر ایرانیان چندین برابر میگردید. البته هر فرد به دلایل خاص خود به مهاجرت اقدام میکند، ولی همه آنها در یک مورد توافق داشته اند که زندگی در غربت به ادامه حیات در جامعه ائی که با انسادوستی بیگانه گشته است ارجحیت دارد. زمانی هم که درد ها مشترک میباشند شرح آنها بیهوده مینماید. با وصف این چگونه میتوان از درد غربت سخن گفت و اشاره ائی به قتل یک جوان ایرانی، فرزند یکی از فعالان اجتماعی که به نحوی از طریق خدماتش عضوی از خانواده بزرگ ما میباشد، که هفته گذشته در ریچموند هیل اتفاق افتاد اشاره ائی نکرد. کافیست سری به قطعات ایرانیان در گورستان های یورک و الگین میلز بزنیم، و از تعداد جوانانی که در آنجا برای همیشه خفته اند متعجب گردیم. قتل، خودکشی، مشکلات خانوادگی، طلاق، اعتیاد، خلافکاری، بیماری های متعدد، نشانه های ظاهری درد هائی میباشند که اغلب ریشه روانی-عاطفی داشته و سرچشمه آنها را میبایست در بیگانگی، مسخ و غربت جست. البته میتوان به ساده اندیشی پناه برد، و چه در مهاجرت و چه در امکان بازگشت خود را صاحب اختیار دانست. بر فرض که چنین باشد، آیا برای پرنده ای که یکبار از قفس پرید و طعم آزادی را کشید، حتی تصور بازگشت به اسارت امکان پذیر است؟ حتی اگر آن آزادی با آنچه او در ذهن میپرورانده مغایرت داشته باشد. شاید هم به همین دلایل است که بسیاری از ما آنچنان خود را مشغول مشکلات روزمره و موضوعات پیش پا افتاده میکنیم، که تا جای امکان از نگریستن در آینه حقیقت بگریزیم. مقصود از این نوشتار افزودن مشکلی بر مشکلات نیست. بلکه هدف بوجود آوردن حساسیت نسبت به مسئولیت ما در قبال آنهائیست که پشت سر گذاشته ایم. شاید توجه به این موضوع بتواند در ما حس انساندوستی، آن مهمی که از برایش جا بجا شده ایم را از نو بیدار کرده، پوچی و خلائی را که در زندگی ما در اثر مهاجرت بوجود آمده پر کند. مگر نه اینکه ما نیز روزی یکی از در دریا افتادگانی بودیم که با سختی و تلاش خود را به ساحل رسانده ایم. چه شد که تا پا به ساحل گذاشتیم دریا و آنهائی که در میان امواج دست و پا میزنند را از یاد برده ایم. شاید موفق شده ایم که خانواده کوچک خود را به همراه آورده باشیم، ولی عمه و خاله و دائی و عمو و فرزندان آنها را چگونه میتوانیم جایگزین کنیم. یکبار دیگر نوروز از راه میرسد، و به همراه خود خاطرات خانه مادر بزرگ و دور هم جمع شدن های غیر فراموش شدنی، سکه و اسکناس های از لای قران در آمده را در ما زنده میکند. بیائیم با هم امسال عهدی ببندیم. اگر جلوی تغییرات را نمیتوان گرفت، و یا تغییر دنیا خارج از توان ما است، اقلن سعی کنیم در خود تغییر کوچکی بوجود آوریم. روزی را پشت سر نگذاریم که ساعتی را به فعالیت های اجتماعی، کارهای داوطلبانه اختصاص نداده باشیم. تلاش کنیم که با کامیونیتی همچو یک خانواده بزرگ برخورد کرده و در جهتی قدم برداریم که فعالیت های ما ثمراتی نیز برای پشت سر گذاشته ها داشته باشند. چهار صد الی پانصد فعال اجتماعی در کامیونیتی ما به اشکال مختلف سعی میکنند یا با رژیمی که مسبب این نابسامانی ها میباشد مبارزه سیاسی کنند، و یا با بوجود آوردن آگاهی، دموکراسی و آزادی را در افراد نهادینه کرده، و اجازه ندهند که فرهنگ نظام جمهوری اسلامی همچو سایه ای ما را دنبال کرده و در اینجا نیز گریبانگیرمان شود. |
|||
|
Last Edited 08/03/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |