|
May 11, 2017
|
چرا باید به جائی رسیده باشیم که یکی از فعال ترین اعضای این نهاد، عدم عضویت را برای مقابله با غیر قانونمندی هییت مدیره برگزیند؟ خوشبختانه ایشان نه تنها کناره گیری نکرده، بلکه با معرفی خود به عنوان "عضو مستقل"، از کلیه افرادی که از سرخوردگی و نا امیدی از این نهاد کناره گیری کرده اند، دعوت میکند که با پیوستن به "انجمن اعضای کنگره ایرانیان" فصل دیگری را در این نهاد آغاز کنند. پایان هر سال بهترین فرصتی میباشد که به آنچه کرده ایم بنگریم و با تعمق درآنها آینده را برنامه ریزی کنیم. از خود بپرسیم که در سال گذشته این نهاد جز ایجاد جنگ روانی، رو در روئی، تفرقه، و از بین بردن اعتماد در جامعه، چه کار مثبت و چشم گیری انجام داده است؟ چه باید کرد که این قصه تلخ به پایان رسد؟ "چه در این نهاد نهفته که عده ائی فرصت طلب با تسلط بر آن مانع آن میشوند که آنهائیکه جز خدمت به جامعه هدف دیگری ندارند به خارج از صحنه رانده شوند؟ سکوی پرتاب برای ورود به فعالیت های سیاسی در کانادا، معرفی خود در جامعه و بهره برداری شغلی، امکان تماس با دولتمردان در جهت اهداف سیاسی که به ایران مربوط میشوند، سه عامل جذب کننده فرصت طلبان و سودجویان به این نهاد است. تا به امروز آنچه بیشتر از همه برای این افراد جذابیت داشته و بیشترین لطمات را وارد کرده نکته سوم است که میرود حالت خطرناکی به خود بگیرد.
بی شک با تماس با دولتمردان و رسانه های جامعه بزرگتر و اطلاع رسانی میتوان مانع آن شد که هییت مدیره ها به دروغ خود را نماینده و سخنگوی کامیونیتی قلمداد نکنند. بی شک بدون آنکه بخواهیم یک نهاد موازی بوجود آوریم، با برخاستن از دل کنگره و منسجم کردن نیرو های مستقل میتوان اپوزیسیون را، که از نیاز های پایه ائی دموکراسی است بوجود آورد. بی شک اگر شفافیت، تفاهم، پذیرش، قانونمندی، استقلال، نوع آوری، تنوع، ابتکارعمل ........ را، که بدون آنها دموکراسی بی معنی، و هستی بی محتوا میگردد، رعایت کنیم میتوان با هر نحوه تفکری با هم همکاری کرد. از این رو از همه دعوت میشود که در بوجود آوردن چنین جریانی همکاری کرده و امکان تغییر و تحولی بنیادی را بوجود آورد.
در راستای این نحوه تفکر و در عکس العمل به
نامه مورخ 10
آپریل بیژن احمدی، رئیس کنگره ایرانیان، دراعتراض به گفتار رنا
آمبروز، رهبر حزب کانسرواتیو، که در مجلس در رابطه با تحریم
ها ایراد شده،
نامه ای تهیه شده است. در این نامه به سه مورد اشاره
میشود: باشد که با اینگونه فعالیت ها و اطلاع رسانی در جامعه بزرگتر، محدودیت هائی برای هییت مدیره ها بوجود آورد. و با حضور منسجم تر هر گونه جذابیتی را برای فرصت طلبان از میان برداشت.
|
محاکمه قاتل مریم رشیدی که در سال 2015 توسط راننده ای که از پرداخت بهای بنزین خودداری کرده و در حال فرار باعث کشته شدن مریم شده، هفته گذشته در شهر کالگری به پایان رسید. قاضی دادگاه حکم قتل غیر عمد را برای راننده صادر کرده و قرار است میزان مجازات در روز 12 می اعلام گردد. همسر و فرزند مریم به ونکوور مهاجرت کرده اند و در زمان محاکمه در دادگاه حضور نداشته اند. در آن زمان محمد تاجدولتی در مقاله ای تحت عنوان" رویداد غمانگیز کشته شدن مریم رشیدی، پروندهای روی میز کنگره ایرانیان" به موارد گوناگون که بصورت غیر مستقیم باعث بوجود آمدن چنین سوانحی میشوند پرداخت. وضعیت نامناسب اجتماعی- سیاسی ایران که باعث فرار جوانان تحصیلکرده میشود، عدم برنامه ریزی و سازمان دهی صحیح اداره مهاجرت و نبود مشاغل مناسب برای این افراد که منجر به پذیرش اجباری هر نوع کار توسط آنها میشود، ضعف جامعه ایرانی که بعد از چهل سال حضور در کانادا نتوانسته شبکه هائی را برای کمک به این جوانان در جهت پیدا کردن کار مناسب بوجود آورد، از آن موارد میباشند. مقاله با چنین جملاتی به پایان میرسد " با توجه به مهمترین اصل و وظیفه کنگره که حفاظت از منافع ایرانیان کاناداست، کنگره ایرانیان میتواند و باید به هر شکلی در حفظ و حراست حقوق و جبران خسارات وارد شده به خانواده مریم رشیدی کوشش کند." اما کنگره ایرانیان در جهت حمایت از این خانواده چه کرد؟ بخاطر داریم که در ماه جون 2015 کنگره ایرانیان پیرامون این حادثه فعالیت هائی را آغاز میکند که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته اند. بیژن احمدی، ریاست فعلی کنگره ایرانیان، به اتفاق علی احساسی و مجید جوهری که در آن زمان کاندیداهای انتخابات درون حزبی لیبرال ها بودند، به همت مریم ناظمی، فعال کارگران صدمه دیده، به ملاقات مایک کول، نماینده پارلمانی میروند. موافقت میگردد که لایحه 12 با نام جایش-رشیدی به یاد دو قربانی حوادثی که در پمپ بنزین اتفاق افتاده اند دوباره به پارلمان ارائه شود. در آن زمان اعتراضاتی به نحوه عمل کنگره، عدم دعوت از کاندیدا های احزاب دیگر، حذف کامنت مریم ناظمی که بدون او شاید این ملاقت صورت نمی پذیرفت گرفته شد، که همگی بی جواب و یا با جواب های غیر قانع کننده مواجه شدند. بعد از آن چه شد؟ حادثه شومی که زندگی خانواده ائی را زیر و رو میکند، برای مسئولین نهادی که برای حمایت از ایرانیان کانادا وجود دارد، برای چند روزی بهانه ای برای رسیدن به اهداف شخصی، و برای من و شما یک داستان غم انگیز که دیر یا زود از خاطره ها میرود، مبدل میگردد. جای تاسف دارد که شاهد بی راهه رفتن نهادی باشیم که تمام توجه خود را به بازگشائی سفارتی معطوف میدارد که باز نشد، و به حمایت از رفع تحریم هائی میپردازد که رفع نشد. اگر هم با بازگشاتی سفارت مخالف باشیم و بخواهیم هر روز تحریم ها علیه عوامل رژیم زیاد تر شوند، باز این دو شکست برای همه ما به حساب میاید. چه سود اگر دل به این خوش کنیم که حداقل چهره واقعی عده ائی برای همه هویدا شد. نگارنده این سری مقالات که هر ساله در انتخابات کنگره ایرانیان شرکت داشته و کاندیداتوری خود را از ماه ها قبل اعلام میکند، با باور بر اینکه بدون تغییر روش نمیتوان حاصل را تغییر داد، امسال نحوه مبارزه و برنامه انتخاباتی خود را کاملن تغییر میدهد. نه تنها به عکس سال های گذشته در انتخابات شرکت نمیکند، بلکه از پرداخت حق عضویت خود که به نظر او تائیدی بر هییت مدیره غیر قانونیست خود داری میکند. برخورد غیر اخلاقی و غیر قانونی هییت مدیره این سئوال را برمی انگیزد که فرق میان عضو و غیر عضو در این نهاد در چیست. اگر در حق رای دادن در انتخابات نمایشی میباشد که هر ساله یا با خلاف و یا با مهندسی اجرا میگردند، چه بهتر که از آن گذشت. اگر پرداخت ده دلار در سال معیاری برای سنجش حس تعلق، مالکیت، مشارکت، و دلسوزی برای این نهاد است، دیگر نباید تعجب کرد که چرا فعالان قدیمی، و حتی اعضای هییت مدیره های سابق رغبتی به عضویت در این نهاد را از خود نشان نداده، و تعداد اعضاء بعد از ده سال از چهار صد نفر بالاتر نمیرود.
|
نامه به رهبر کانسرواتیو در واکنش با نامه بیژن احمدی ویدئو "انجمن اعضای کنگره ایرانیان" www.hambastegi.ca 647-748-5991 [facebook/hambastegi.hemayat] [Let's talk ICC] www.kikist.ca No Deportations To Iran |
||||
|
Last Edited 10/05/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |