|
شفافیت اعتماد بوجود میاورد
پنجشنبه ۱۱ می
۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس

هفته ای نیست که چه به صورت حضوری و چه با ایمیل و یا تلفن، با
فردی برخورد نکنم که به من بگوید چرا بیهوده وقتم را با کنگره
ایرانیان تلف میکنم. من هم، مانند یک نوار صوتی ضبط شده، همان
حرف های همیشگی را تکرار میکنم.
از فعالیت هایم برای حمایت از
دموکراسی،
اطلاع رسانی در جهت ترغیب مردم به شرکت در انتخابات
شهرداری
تورنتو که در پیش داریم، و مهمتر از همه، از فعالیت هایم در
کمیته ارتباط محلی
در کمک به بخشی از جامعه که مورد تعرض بیشترین نابرابری ها و
بیعدالتی ها قرار گرفته، یعنی بی خانمان ها را میگویم.
زمانی که از من میپرسند که چگونه فرصت میکنم که به اینهمه کار
برسم، به آنها از امید و توکل میگویم. به آنها از زمانی که صدق
و صفا، دست به دست هم میدهند میگویم که چگونه روزگار نیز با ما
همراه میشود و بیشتر بارها را، او بر دوش میکشد.
حرف های خنده دار امیرحسن قاسمی نژاد تفرشی، دبیر جدید کنگره
را، در گردهمایی معرفی کاندیداها به یاد میاورم. ایشان بر این
باور است که من
هشت سیلندر
خود را در فعالیت های کنگره به کار گرفته ام. البته حال او را
به خوبی درک میکنم. برای کسی که لنگ میزند، پس پسک رفتن هم،
برایش سرگیجه میاورد.
خنده بر لب، نابرابری های روزگار، من را در حیرت میبرند که
چگونه به بعضی ها برای راه رفتن عادی هم که شده، نه پای سالم و
نه حتی عصایی میدهد. ولی میبینم که حداقل به امیرحسن، زبان چرب
و نرمی داده است تا خفته را به خواب عمیقتری فرو برد.
جلسات کمیته ارتباطات محلی ویلودیل، با هدف بهبود وضعیت بی
خانه ها و پناهجویانی که در ساختمان ۵۸۰۰ خیابان یانگ به صورت
موقت ساکن شده اند، در اولین سه شنبه هر ماه برگزار میگردند.
نقش من و چهارده عضو دیگر از اهالی ویلودیل، اطلاع رسانی،
ایجاد ارتباط و همکاری با گردانندگان این مرکز است تا رابطه
بهتری با اهالی محل بوجود آید.
همانطور که قبلن هم توضیح داده ام، از آنجهت که من در منطقه
ویلودیل کار و زندگی میکنم، در چنین کمیته های محلی نیز مشارکت
دارم. اگر اطلاعات این فعالیت ها را در نشریه شهرما و سوشیال
مدیا در سرتاسر کانادا به اشتراک میگذارم، از آنجهت است که
چنین فعالیت هایی در همه مناطق و در همه شهرها صورت میگیرند.
امیدوارم از طریق این اطلاع رسانی ها، دیگران را نیز به فعالیت
داوطلبانه در چنین کمیته هایی ترغیب کنم. تا نه فقط به وظیفه
شهروندی خود عمل کرده، بلکه در بوجود آوردن برابری و برادری در
جامعه، سهیم گردیم.
ایکاش میتوانستیم از طریق کنگره ایرانیان، همین فعالیت ها را
برای بهبود وضعیت کارگران، سالمندان، پناهجویان و تازه واردین
ایرانی انجام میدادیم. ولی متاسفانه تا زمانیکه این نهاد در
اختیار کسانی است که دل خود را با چاپ تقویم، خبرنامه، برگزاری
جشنواره های هنری، پادکست های تبلیغاتی، وِبینار های فرمایشی،
و ایراد بیانیه خوش میکنند، باید درد جهالت آنها را نیز متحمل
گردیم.
هفته گذشته ایمیلی را برای یکی از مدیران این مجموعه، برگزار
کننده این کمیته که از کارمندان شهرداری میباشد، لیلی چنگ،
نماینده ویلودیل در شهرداری و عاطفه جوادیان، از همکاران ایشان
ارسال داشته، و پیشنهاداتی را مطرح نمودم که بی مورد نمیبینم
متن فارسی آنرا با دیگران، از جمله امیرحسن و اعضای دیگر هییت
مدیره کنگره ایرانیان، در میان بگذارم تا شاید آنها سرذوق آمده
و همتی از خود نشان دهند:
« قصد دارم قبل از هر چیز،از همه آنهاییکه برای آسیب پذیرترین
قشر بی صدا و بی رأی جامعه اهمیت قائل شده و برای بهبودی وضعیت
زندگی آنها فعالیت میکنند، تشکر و قدردانی نمایم.
من ترجیح می دادم بتوانم این نامه را برای هر سی عضو
CLC
ارسال کنم، اما متاسفانه به علت نداشتن امکان تماس با همه
آنها، قادر به اینکار نیستم.
• پیشنهاد اول:
شفافیت باعث ایجاد اعتماد می شود. (زمانی که این جمله را
مینوشتم، نمیتوانستم نحوه عمل هییت مدیره های کنگره را از خاطر
دور سازم)
CLC(کمیته
ارتباطات محلی) به یک صفحه گفتگوی فیس بوکی در سوشیال مدیا
نیاز دارد، تا بتوانیم نه تنها بین خود، بلکه با جامعه نیز
ارتباط برقرار کنیم.
ما می توانیم فقط به یکبار تماس در ماه اکتفا نکنیم، جامعه را
از فعالیت های خود مطلع سازیم، در ایده های جدید و برنامه ها
شریکشان سازیم، و این امکان را برای همه فراهم سازیم تا سوالات
و نگرانی های خود را مطرح کنند.
با در اختیار گذاردن مدیریت این صفحه به تمام اعضای
CLC،
کاربران این صفحه با آنها آشنا خواهند شد و میتوانند
نگرانیهایی را که مایل نیستند بصورت عمومی مطرح کنند با آنها
بطور خصوصی در میان بگذارند.
• پیشنهاد دوم:
در دو جلسه اخیر، سعی کردم در مورد افرادی که در مرکز ۵۸۰۰
خیابان یانگ زندگی میکنند، اطلاعات بیشتری کسب کنم. من هنوز
مطمئن نیستم که چه تعداد از ۲۵۰ نفر از ساکنان این مرکز، با
مشکلاتی همچون سلامت روان و اعتیاد در گیر نبوده و حضورشان در
این مرکز فقط ناشی از نداشتن محلی که بتوانند آنرا خانه بدانند
است. من بر این باورم که می توانیم با چنین افرادی ارتباط
برقرار کنیم، یکی از آنها را به عنوان نماینده در
CLC
داشته باشیم و از ایشان بخواهیم که رابط ما با دیگر افرادی که
در این مرکز اقامت دارند باشند.
• پیشنهاد سوم:
آشنایی ما با افرادی که از سلامت روان نسبی برخوردارند،
میتواند بسیار مفید باشد. با رضایت آنها می توانیم آنها را به
جامعه معرفی کنیم و آنها می توانند از دغدغه های خود و از مسیر
سختی که پیش از رسیدن به این مرحله طی کرده اند، بگویند. آنها
میتوانند به ما کمک کنند که به ساکنین این ساختمان، چهره ای
انسانی بدهیم. ما می توانیم حداقل تعدادی از آنها را با دانستن
نامشان شناخته، مخاطب قرار داده و از آنها نام ببریم.
• پیشنهاد چهارم:
آشنایی با فضای داخل ساختمان نیز می تواند تصویر ذهنی ما از
این محل را تغییر دهد.
بازدیدهای گروهی ممکن است تعرضی به فضای خصوصی آنها به حساب
آید. اما امکان ورود یکی از ما به این ساختمان و در تماس بودن
با آنهاییکه آنجا زندگی میکنند، گفتگو و مطلع ساختن آنها از
آنچه این کمیته در حال انجام آن است، آشنایی با وضعیت، مشکلات
و آنچه آنجا میگذرد، در مجموع میتواند فعالیت های ما را موثرتر
سازند.
• پیشنهاد پنجم:
پیشنهاداتی که در باره بی خانه ها مطرح کردم را میتوان به صورت
ساده تری در رابطه با ۱۰۰ پناهجویی که در این مرکز اقامت
دارند، به اجرا در آورد. با این فرض که دغدغههای اصلی آنها
یادگیری زبان، انجام کارهای اداری، مسکن، اشتغال و غیره است.
اهالی محل با شناخت بیشتر آنها، میتوانند در این موارد هم به
آنها کمک کنند.
• پیشنهاد ششم:
محوطه عمومی وسیعی که در جنوب ساختمان قرار گرفته، امکانات
زیادی را برای برگزاری برنامه های مختلف در فضای باز به ما
میدهند که میبایست تا حد اکثر امکان از آن بهره بگیریم.
میتوانیم با سازماندهی، رویدادی مانند "ملاقات با همسایگان
خود در ۵۸۰۰ خیابان یانگ" آغاز و پس از آن برنامه های هنری،
اطلاع رسانی و موزیک را به اجرا در آوریم. »
خیلی کنجکاوهستم تا روند فعالیت های این کمیته را دنبال، فرق
آنرا با فعالیت های کنگره و نقش خود را در آن بررسی، و نتایج
آنرا با دیگران در میان بگذارم.
شاید بی مورد نباشد که به حذف مقاله هفته گذشته خود در فوروم
کنگره، و باز نشر آن با تحریف عکس همراه، اشاره ای کرده باشم.
|