|
حرف دل با مونا برقعی
عضو هییت مدیره و آدمین جدید فوروم کنگره ایرانیان
پنجشنبه ۷
سپتامبر
۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس

در نظر داشتم که مقاله این هفته ام را تحت عنوان "همسو کیست؟"
به موضوعی اختصاص دهم که با اینکه به خوبی بیانگر یکی از دو
جناح کامیونیتی دو قطبی شده است، هیچوقت مورد تایید یکی از این
دو جناح قرار نگرفته است.
آنچه چند روز قبل روی داد، که شاید در ظاهر به نظر کم اهمیت،
سطحی و کودکانه بنماید، ولی از آنجاییکه به اعضای هییت مدیره
تنها نهاد دموکراتیک که به خاطر اسمش هم که شده به تک تک ما
چهارصد هزار ایرانی در کانادا مربوط میگردد، مرا واداشت، پیش
از آنکه تازگی خود را از دست بدهد، به آن بپردازم.
مونا بُرقعی یکی از چهار
کاندیدای
زنی میباشد که در انتخابات اخیر به هییت مدیره کنگره پیوسته
است. ایشان در سال ۲۰۰۸ بعد از چند سال دوری از همسرش به
کانادا مهاجرت میکند. او در جلسه معرفی کاندیداها از سابقه
همکاری اش با انتشارات امیر کبیر میگوید که به علت اختلاف نظر
و سانسور! خاتمه مییابد. ایشان دلیل علاقمندیخود
را برای پیوستن به کنگره را صلح طلبی و صلح دوستی این نهاد و
راه روشنی را که دنبال میکند اعلام میدارد.
ایشان که در کانادا به شغل آموزگاری مشغول است، خود را مدیون
زبان و فرهنگ ایرانی دانسته و با پیوستن به کنگره، قصد دارد از
طریق برنامه هایی، از خانواده های مهاجر ایرانی که دارای
فرزندان خردسال هستند حمایت کند.
هییت مدیره در
پنج
ماهی که از این دوره میگذرد، جلسات
متعدد
گفتگو و
آموزشی
را به اجرا در آورده است که
مونا
برقعی در
تعداد
قابل توجهی از آنها، همزمان که نقش مجری و مصاحبه کننده را
ایفاء میکرده، نظرات خود را نیز در میان گذاشته است.
مونا برقعی و محمد وحیدی راد، اخیرن بدون اعلام حضور و یا
اینکه از برنامه های خود در بهبودی وضعیت وخیم فوروم بگویند،
به مدیریت این صفحه
میپیوندد.
مونا،
اولین
مطلب خود، که برگرفته ای از گفتار
طاهره
شیخ الاسلام،
(اسارت فرهنگ)،
که در رابطه با آزادی برای همگان است را در فوروم کنگره به
اشتراک میگذارد. تا این لحظه که چند روزی از آن میگذرد، بر
تعداد لایک ها که به جز یکی، همگی از جناح موافق هییت مدیره
میباشند افزوده میگردد، ولی متاسفانه هیچگونه گفتگویی آغاز
نمیگردد.
از آنجاییکه ساختار فیسبوک را بطور کلی، سازنده و تسهیل کننده
گفتگوی سالم نمیبینم، و در احترام به اولین مطلب مونا در صفحه
ای که چند ماهی در مدیریت آن سهیم شده است، مطلبی تحت عنوان
"گپی
با مونا برقعه ای"
را تهیه و در فوروم کنگره به اشتراک گذاشتم.
برای ایشان از تاریخچه این نهاد گفتم، نارسایی ها و وضعیت وخیم
فعلی اش را در میان گذاشتم. اشاره ای هم به سی روز ممنوع
الکلام کردن و حذف ده ها مطلب خودم که همزمان با پیوستن ایشان
در مدیریت فوروم صورت گرفت،گفتم. امیدوار بودم که ایشان که
یکبار سانسور، مسیر زندگی اش را تغییر داده است، نسبت به این
مورد، حساسیت بیشتری نشان داده و به گفتگو بپردازد.
بعد از دو روز، زمانی که پاسخ کوتاه ایشان، با جمله ای که ارزش
بازنویسی دارد را دریافت کردم، یکبار دیگر امیدم از آنچه در
این نهاد میگذرد به ناامیدی مبدل گردید.
"به دلیل مشغله زیاد اگر فرصت پاسخگویی به مطالبتان را ندارم
حمل بر بی ادبی نشود انشالله."
اگر مونا از سابقه این نهاد با خبر بود، چه بسا به این پاسخ
کلیشه ای متوسل نمیگردید. چه کمکاری ها، کجروی ها و عدم
پاسخگویی هایی که در این نهاد به دلیل و بهانه "مشغله زیاد" در
پانزده سال گذشته توجیه نگردیده اند! و یا با تاکید بر
داوطلبانه بودن فعالیت ها در کنگره، چه تعرض هایی که به حقوق
اعضاء وارد نشده است!
ایکاش حداقل مونای عزیز به این سئوال ساده پاسخ میداد که بعد
از پیوستن به هییت مدیره با همه "مشغله زیاد" چرا مسئولیت
فوروم کنگره که گاو نر میطلبد و مرد کهن را پذیرفت؟
این امر تازه ای نبوده و بارها در گذشته با آن مواجه بوده ایم.
آنچه من را برانگیخت که این مقاله را به آن اختصاص دهم، واکنش
رضا نامداری یکی از اعضای هییت مدیره و مدیر ارشد فوروم است.
رضا نامداری در کامنتی که در کمتر از دو ساعت بعد از پاسخ
کوتاه مونا به اشتراک گذاشته میشود، چنین مینویسد: "این پست
آقای شمس، خلاف قوانین گروه هست و معمولا پوسترهای آقای شمس که
با هدف آزار و اذیت مدیران این صفحه طراحی میشن حذف میشن.
منتها خوب حیف هست که پاسخ بزرگوارانه منا برقعی زیر این پست
دیده نشه."
اگرچه کامنت کوتاهی است ولی چه حکایت ها که در خود ندارد!
بخصوص اگر مورد تایید رئیس کنگره هم قرار گرفته باشد.
رضا نامداری، با نام خود که در لیست ادمین های این صفحه نیست،
این کامنت را میگذارد و نیت خوانی میکند.او اخطار میدهد، فخر
میفروشد و منت بر گردن ما و دیگران میگذارد، ولی نمیگوید که
کدام مطلبخلاف این و مغایر با کدامیک از ضوابط است! از
پوسترهایی با هدف آزار و اذیت مدیران میگوید. ولی لازم نمیبیند
که توضیح دهد که چرا قرار گرفتن عکسی از مونا برقعی در کنار
عنوان مطلب، آزاد دهنده است که به بزرگواری پاسخ مونا از حذف
آن، صرف نظر میشود.
نه تنها باعث تاسف، بلکه باعث سرافکندگی تنها نهاد دموکراتیک و
یک کامیونیتی چهار صدهزار نفره باید باشد که چنین نحوه تفکری
در مدیریت آن حاکم است.
رضا نامداری از یاد میبرد که مونا برقعی نیز یکی از مدیران
بوده و میتوانست به جای تشکر، پاسخگویی، توضیح و ادای ادب و
احترام آنرا حذف کند.
اظهار نظر بعد، از اینکه یکی دیگر از مدیران روش برخورد دیگری
را برگزیده است، نه تنها توهین به مخاطب، بلکه توهین به همکار
خود است. سکوت در قبال آن، از همان اسارت های فرهنگی است که بی
تفاوتی را در لوای حجب و حیا به خورد ما میدهد.
این چه نهاد وچه ساختار دموکراتیکی میباشد که حاصلش در جایگاه
مدیریت قرار گرفتن چنین فردی از طریق آرای اعضا است؟
ایکاش به همین یک نفر خاتمه مییافت.
محمد وحیدی راد، یکی دیگر از اعضای هییت مدیره و یکی از مدیران
فوروم در
توضیح
همراه حذف یکی از سئوالاتم از هییت مدیره چنین مینویسد: "
تصمیمات کنگره مربوط است به کنگره. شما اگر کنجکاوید، باید عضو
کنگره شوید و در انتخابات شرکت کنید. رای بیاورید و عضو هییت
مدیره شوید و سپس با سازوکار درون گروهی هییت مدیره آشنا
شوید."
آنچه
محمد
وحیدی راد
را از رضا نامداری و مونا برقعی متمایز میسازد، بهره گیری از
امکانات کنگره در جهت منافع شخصی، و ادعاهای علنی ایشان در
کارشناسی، تخصص و تجربه در مشاغلی است که بخصوص به تازه
واردین، تاجران و سرمایه گذاران ایرانی مربوط میگردد. اگر در
نهادی که نباید منافع شخصی برای کسی داشته باشد، اینچنین عمل
کرده و اصول را زیر پا میگذاریم، و جوابخواهی را خطا بدانیم،
آنگاه در موسساتی که به ما تعلق دارند، چگونه عمل میکنیم؟
پنج ماه برای باور به صفا، صمیمیت، صداقت مونا برقعی برای من
کافی بود. ولی به نظر میاید که جابجایی حاصل از مهاجرت به
جامعه ای آزاد، رهایی از اسارت فرهنگی که ساده لوحی را در لوای
ساده اندیشی در ما نهادینه کرده است کافی نیست.
با این امید که مونای عزیز به کودکان ما بیاموزد که هدف، هر
کجراهه ای را توجیه نمیکند. قلع و قمع، سانسور، حذف و خفقان،
نشان از صلح دوستی و صلح طلبی نبوده، و مدارایی، به معنای
پذیرش هر خفت و خواری نیست.
صفحه
اصلی
|