|
«باید متوقف گردد»
پنجشنبه ۹ نوامبر
۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس
حضور، واکنش و مشارکت در هر آنچه در جامعه پیرامون ما میگذرد،
هر چقدر هم تاثیرات اندکی در وقایع داشته باشند، باز تغییر و
تحولات پر ارزشی را در نحوه نگرش، اندیشه و اعمال ما بوجود
میاورند. به گونه ای، تغییر نگرش، چشم گشودن به عالمی نو است.
بعید به نظر میاید که کسی بتواند نسبت به حوادث هولناکی که به
مدت سی روز در خاورمیانه ادامه دارد بی تفاوت باقی بماند، مگر
اینکه به سهو و یا به عمد، به اجبار و یا از سرناچاری، از آنچه
که میگذرد روی برگردانده باشد.

اگر جای تاسف نباشد، حداقل سئوال برانگیز است که چرا واکنش
جامعه بزرگتر بیشتر از این نبوده و یا اینکه چرا کامیونیتی
ایرانی نسبت به آن، اینقدر بی تفاوت بوده است.
اگر میتوانستیم جانبداری را از جهت گیری متمایز سازیم، بیشک
واکنش جهانی نسبت به کشتاری که بعضی ها آنرا دفاع، بعضی دیگر
قتل عام، و یا پاکسازی قومی مینامند، به گونه ای دیگر میبود.
پیچیدگی پدیده های اجتماعی نباید مانع از برخوردی هر چقدر
ابتدایی و ساده با آنها گردد. به هر دلیل و هر منطقی بجا و یا
نابجا، هر روز صدها انسان بصورت آشکار در مقابل چشمان جهانیان
در حال قربانی شدن میباشند.
تانک ها، سربازان مسلح به آخرین امکانات حفاظتی و رزمی خود را
در مقابل مردمی خسته، تشنه، گرسنه، زیر بمباران شبانه روز
قرارداده اند. به هر دلیل و منطق، دفاع یا انتقام، حذف دشمن، و
یا ادامه سیاست ۷۵ ساله، کشتاری در حال صورت گرفتن است که تا
قبل از آن، تصورش هم ناممکن مینمود.
البته اگر ابر قدرت کبیر، آمریکا، از آن حمایت نمیکرد، و یا
ابرقدرت های صغیر، چین و روسیه نسبت به آن بی تفاوت نبودند، و
یا اینکه کشورهای توانمند، سیاست های وابسته را کنار
میگذاشتند، این حکایت اصلن آغاز نمیگردید که به این صورت
هولناک درآید تا نیاز به راه حلی برای آن باشد.
گهگاه از سر عجز، با خود اینچنین راز و نیاز میکنم:
ایکاش یهودی بودم و در اسرائیل زندگی میکردم تا فریاد بس
است مرا به حساب جانبداری نمیگذاشتند.
ایکاش سربازی در یکی از تانک های اسرائیلی در غزه بودم و با
پرچشم برافراشته سفیدی به دور شهر میچرخیدم، تا نه تنها دعوت
به صلح از جایگاه قدرت میکردم، بلکه این پیام را میرساندم که
نباید اسلحه ای تولید گردد مگر برای حفاظت از صلح و جان و مال
مردم باشد.
ایکاش یکی از مشاورین معتمد بنجامین نتانیاهو بودم و به او
یادآور میشدم که کاری نکنیم که تاریخ نظرش در باره گذشته تغییر
کند.
ایکاش صدایم میتوانست آنقدر رسا باشد که بر دلها مینشست و در
همین لحظه، آتش بس دائمی اعلام میشد که پایانی بر رودررویی های
دیرینه باشد.
این ایکاش ها هر چقدر بیهوده، باعث میگردند که برای لحظه
کوتاهی هم که شده، ذهن و قلم به آتش بسی دست یابند که هزاران
کودک، زن و مرد بخت برگشته، به آن سخت نیازمندند.
به غیر از مردم اسرائیل که در چند دهه اخیر در پناهگاه، و مردم
فلسطین در زندان، هر دو در خوف و ناامنی به سر میبرند، جهانیان
نیز از عواقب کوتاه و دراز مدت سیاست هایی که نهال آن یک قرن
پیش کاشته شد، در امان نبوده اند.
محدودیت هایی بر آزادی بیان و احساس عدم امنیتی که اینروزها
پیرامون خود شاهد آن هستیم، نه تنها لطماتی را بر دموکراسی
وارد ساخته، بلکه باعث بوجود آمدن بی اعتمادی به اصولی میگردند
که جامعه ما بر آن بنا شده است.
جانبداری، شاید برای شهروندانی که احساس مسئولیت میکنند، تسلی
بخش باشد، ولی زمانی که دولتمردان و نمایندگان منتخب مردم،
آنرا دنبال میکنند، پایه های دموکراسی و باور به عدالت اجتماعی
را متزلزل میسازند.
رودررویی و تحریم ها که حاصل خشم، کینه و خشونت در جایگاه ضعف
و عجز است، اثرات و عواقب خود را در دراز مدت از طریق ناهنجاری
های روحی و روانی، که به افراط گرایی، خودکشی و کشتار های جمعی
ختم میگردند نشان خواهند داد.
از طرفی هم اینگونه وقایع لحظات بیداری را بوجود میاورند تا از
وهم و خیال رهایی یابیم و به نسبی و توهمی بودن بسیاری از
پدیده ها و باورها آگاهی یابیم، دوباره اندیشی کنیم و با نگاهی
دیگر به جهان بنگریم.
چه انتظاری غیر از گاز گرفتن میتوان داشت، زمانی که با یک دست
جلوی دهان کسی را گرفته و با دست دیگر، تا حد خفگی گلوی او را
می فشاریم.
کشتار صدها هزار غیرنظامی ژاپنی در هیروشیما و ناکازاکی،
جانبازی کامیکازهای ژاپنی و نیروی های مقاومت فرانسوی در جنگ
جهانی دوم را چگونه میتوان از نظر دور داشت و یا آنها را با
مقاومت مردم فلسطین و وقایع اخیر مقایسه ننمود؟
چگونه میتوان کشتار میلیون ها یهودی در اطاق های گاز و کمپ های
کاراجباری در بدترین شرایط، در گذشته ای نه چندان دور، و آنچه
امروز بر مردم گرسنه، تشنه، خسته و زخمی مردم فلسطین زیر
بمباران شبانه روزی در حال وقوع است را از یاد برد؟
همانطور که لباس، شخصیت نمی آفریند، صورت هم سیرت را
نمیپوشاند. بسته بندی، محتوا را تغییر نمیدهد، برچسب ها،
تعاریف، دلایل و قواعد هم نمیتوانند از ماهیت عمل بکاهند. هستی
مقدس است. چه به دستور قاضی و چه برای دفاع از وطن، گرفتن جان
انسان، جنایتی است که توجیه پذیر نیست. بوجود آوردن عدم امنیت
به هر روشی و منطقی، یک حرکت تروریستی است.
با شدت گرفتن حملات، باعث خوشنودی است که بر وسعت تظاهرات در
سرتاسر جهان، برای برقراری آتش بس افزوده میگردد.
حضور و
سخنرانی
راحله طارانی به نمایندگی از طرف کنگره ایرانیان در تظاهرات
کالگری نیز یکبار دیگر سئوالات بی جواب گذشته را زنده مینماید.
بخصوص که ایشان، با اشاره به کنگره که فقط ۲۸۰ عضو دارد، به
عنوان بزرگترین نهاد دموکراتیک ایرانی-کانادایی، عدم صداقت و
سوء نیت ها را آشکار میسازد.
اگر فوروم کنگره ایرانیان را محلی برای اظهار نظر، گفتگو و
مطلع ساختن هییت مدیره از آنچه که اعضاء در رابطه با موضوعات
مختلف میاندیشند بدانیم، باید پذیرفت که کاربران این صفحه،
علاقه ای در این رابطه از خود نشان نداده اند. جز یک
مورد
که معترض میگردد که چرا هییت مدیره به کشته شدن هزاران انسان
در تعرض روسیه به اوکراین واکنشی نشان نداده است. و یک
مورد
دیگر، که نظر هییت مدیره در رابطه با حمله تروریستی حماس را
جویا شده است.
ولی در عوض، رضا نامداری به نمایندگی از دیگر اعضای هییت
مدیره، ده ها بار در این رابطه اطلاع رسانی های تکراری و اظهار
نظر کرده است.
جالب توجه اینکه نه تنها گفتگویی پیرامون این موضوع صورت
نگرفته، بلکه تعداد لایک کنندگان این مطالب نیز بسیار اندک و
اکثرن از اعضای هییت مدیره، آدمین های فوروم و چند نفر از
حامیان شناخته شده همیشگی میباشند.
متاسفانه در هفت ماه گذشته، فقط دو
صورتجلسه
منتشر شده و از گفتگوهای هییت مدیره پیرامون این وقایع اطلاعی
در دست نیست.
زمانی که هر کدام از اعضای هییت مدیره، مانند امیر حسن قاسمی
نژاد تفرشی در کلاب هاوس، مونا برقعی در اینستاگرام، محمد
وحیدی راد با استفاده از امکانات کنگره در تبلیغ و ترویج منافع
شغلی، دانیل باقری سروستانی با پادکست خود را سرگرم کرده اند،
و آرزو خدیر و مونا قاسمی نقش های فرمایشی خود را ایفاء
میکنند، و آسوده نوین در غیبت و خاموشی به سر میبرد، انتظاری
هم غیر از این نمیتوان از رضا نامداری در مونترال و راحله
تارانی در کالگری داشت.

The following statement by UN Secretary-General
António Guterres was issued today:
I am horrified by the reported attack in Gaza on an
ambulance convoy outside Al Shifa hospital. The
images of bodies strewn on the street outside the
hospital are harrowing.
I do not forget the terror attacks committed in
Israel by Hamas and the killing, maiming and
abductions, including of women and children. All
hostages held in Gaza must be released immediately
and unconditionally.
Now, for nearly one month, civilians in Gaza,
including children and women, have been besieged,
denied aid, killed and bombed out of their homes.
This must stop.
The humanitarian situation in Gaza is horrific. Not
nearly enough food, water and medicine are coming in
to meet people’s needs. Fuel to power hospitals and
water plants is running out. United Nations Relief
and Works Agency for Palestine Refugees in the Near
East (UNRWA) shelters are at nearly four times their
full capacity and are being hit in bombardments.
Morgues are overflowing. Shops are empty. The
sanitation situation is abysmal. We are seeing an
increase in diseases and respiratory illnesses,
especially among children. An entire population is
traumatized. Nowhere is safe.
I renew my earlier appeals for a humanitarian
ceasefire. International humanitarian law must be
respected. Civilians and civilian infrastructure,
including humanitarian and medical workers and
assets must be protected. Civilians must also not be
used as human shields.
Essential supplies and services and unimpeded
humanitarian access must be safely allowed into and
across Gaza at a scale commensurate with this
dramatic situation.
All those with influence must exert it to ensure
respect for the rules of war, end the suffering and
avoid a spillover of the conflict that could engulf
the whole region.
صفحه
اصلی
|