|
موضوع: سیاست، دموکراسی را به خطر انداخته است
اندوهگین هستم ولی نه خشمگین.
با معرفی مختصری از خودم آغاز میکنم.
در چهل سالگی به کانادا مهاجرت نمودم. عدم وجود امنیت،
قانونمندی، آزادی و دموکراسی مرا از سرزمینی که چشم
به زندگی در آن
گشوده بودم راند و به کشوری روی آوردم که در رابطه با چنین
پدیده هایی که بدون آن، زندگی در شان یک انسان، امکان پذیر
نیست، سری از سرها بالاتر دارد.

در مقایسه با کسانی که در این کشور به دنیا آمده اند، طبیعی
است که نگاه امثال من به آزادی و دموکراسی به گونه ای دیگر
باشد. در نتیجه، نسبت به آنها حساسیت بیشتری به خرج داده و
آنها را تافته جدا بافته می دانستم و برای
محافظت از آنها و بصدا در
آوردن زنگ های خطر، آمادگی بیشتری داشته باشم. برای من،
آزادی بیان، آزادی برگزاری تجمعات، و شرکت در انتخابات، امتیاز
به حساب میامد و نه یک حق انسانی. این حق هم برای کسانی است که
به وظیفه شهروندی خود که همانا مشارکت در کارهای اجتماعی است،
پایند هستند.
حدود ۲۷ سال است که در منطقه ویلودیل زندگی و کار میکنم. من
هم، یکی از آنهایی هستم که به دلیل توسعه گسترده املاک، مجبورم
که محل کار و زندگی خود را رها و به جستجوی محل های جدیدی
باشم.
مقصود من از این نامه، در میان گذاشتن مشکلات شخصی خودم نیست.
بلکه قصد دارم از طرف کسانی صحبت کنم که نه صدایی دارند که
بتوانند سختی
هایشان را فریاد بکشند و نه از امتیار رای دادن
برخوردار هستند تا توجه سیاستمداران را به خود جلب کنند.
از طرف صدها بی خانمانی که هر صبح، با نگرانی در گیری با
مشکلات روحی و روانی، چشم به روشنایی میگشایند، و هر شب، با
نگرانی گذراندن شب سرد دیگری درخیابان، سر به بالین میگذارند.
بیش از ده سال، در یکی از نشریات فارسی زبان کامیونیتی
ایرانی(مجله شهرما)، از طریق نوشتن مقالات، به اطلاع رسانی،
تشویق به مشارکت و مطرح کردن مشکلات جامعه مشغول هستم.
با
پایان گرفتن از طریق رای
دادگاه،
فصلی از سه سال مخالفت
اهالی محل با ساخت ۵۹ واحد مسکونی اجاره ای
ارزان قیمت برای بی خانه ها در ویلودیل
،
سه
مقاله اخیر
خود را به شرح و بررسی این حکایت غم انگیز اجتماعی
اختصاص دادم.
اگر استن چو، نماینده استانی کانسرواتیو ویلودیل، مانند
نمایندگان دیگر، با دستور ویژه وزیر،
مخالفت
نکرده بود، این مجتمع نیز مانند چهار پروژه در مناطق دیگر
تورنتو، به پایان رسیده و مورد استفاده قرار گرفته بود. و
مخالفت های تعداد معدودی از ساکنین ویلودیل، هفت انجمن محلی،
یک شرکت ساختمانی، کاندیداهای انتخاباتی، نمیتوانستند اجرای
این پروژه را به تاخیر بیاندازند.
موافقت استیو کلارک، وزیر امور شهری و خانه سازی، با تقاضای
استن چو، باعث گردید که ۵۹ بی خانمان، به مدت سه سال از داشتن
سرپناه محروم بمانند، مالیات های مردم صرف پرداخت اجاره و حمل
و نقل خانه های پیش ساخته شده، و رودررویی میان اهالی محل
بوجود آید. بیشترین خطر، احتمال موفقیت مخالفین در ممانعت از
اجرای این پروژه بود که میتوانست در آینده، الگویی برای مخالفت
با چنین پروژه هایی گردد.
در اینکه یک
شرکت ساختمانی
که در حال ساخت یک مجموعه چند ده میلیون دلاری در مقابل محل
اجرای این پروژه است، با این طرح مخالفت کند، کمک کننده مالی و
یکی از معترضین در
دادگاه باشد، جای تعجبی نیست.
تبعیض
انجمن
های محلی در حمایت از سالخوردگان و نادیده گرفتن وضعیت اسفناک
بیخانمان ها، جای شک به انساندوستی خود و اینکه ممکن است
ناآگاهانه از آن برای رسیدن به اهداف دیگر استفاده شده باشد،
به وجود می آورد.
چند صد نفری
هم از اهالی محل کافی بود تا با بلند کردن صدا، خود را بزرگتر
از آنی که هستند معرفی کنند.
آنچه واقعن باعث تاسف است، مداخله
سیاست
و بهره گیری سیاستمداران در دو انتخابات استانی و شورای شهر در
سال ۲۰۲۲ و در انتخابات آینده است که به نظر میاید
بعضی
از کاندیداها از هم اکنون طرح هایی برای آن داشته باشند.
تماس
استن چو، نماینده استانی ویلودیل، با وزیر امور شهری و خانه
سازی در همان روزی که این
پروژه
در۱۰مارچ ۲۰۲۱ در شهرداری تورنتو به اتفاق آراء مورد تایید
قرار گرفت و در جریان گذاشتن همزمان هفت انجمن محلی، هر عقیل
سلیمی را وادار به تفکر میکند.
استن چو، تنها نماینده استانی است که دستور ویژه وزیر را متوقف
میسازد، در صورتیکه عضو دولتی است که مسکن، راه و نقلیه عمومی
را، از
اهداف
اولیه برنامه های خود میداند.
با در نظر گرفتن اینکه دولت کانسرواتیو در چهار سال اول حکومت
خود،۷۲
دستور ویژه برای تسریع اجرای برنامه های اضطراری صادر کرده
است، ممانعت از این مورد خاص هر انساندوستی را سرافکنده میکند.
ناگفته نماند که دولت کانسرواتیو در چهار سال، چهار برابر دولت
لیبرال در ۱۵ سال حکومت،
دستور
ویژه صادر کرده است.
درست و یا غلط، به دفعات در رسانه ها مطرح شدن، از جمله در
رابطه با تغییر مسیر گذر
بردفورد
برای محافظت از زمین گلف متعلق به پدر خود،
مالکیت
چهار ملک خریداری شده برای سرمایه گذاری، زمانی که گرانی خانه
بیداد می کند و کمر مستاجرین را خم کرده است، زیر پا گذاشتن
کنوانسیون
پارلمانی در بهره گیری از منابع دولتی درعملکرد جانبدارانه،
اعتماد مردم را به سیاستمداران افزایش نمیدهند.
بخصوص زمانی که سیاستمداری در مقام وزارت، که به مدت طولانی
بصورت خانوادگی در امور املاک، شاغل بوده است، به مخالفت با
پروژه ای بپردازد که خواه ناخواه صاحبان املاک، سرمایه گذاران
و بساز و بفروش ها را رنجیده خاطر میسازد.
متاسفانه از شواهد امر، اینطور برمیاید که مخالفت ها، با ارسال
نامه استن چو و تقاضای عدم صدور دستور ویژه، آغاز شده اند. بعد
از آن است که هفت انجمن محلی همصدا میگردند، تعدادی از ساکنین
محل، تظاهراتی برگزار میکنند، در شبکه های اجتماعی فعال می
شوند، شرکت ساختمانی در جوار این پروژه به جریان پیوسته، کمک
های مالی جمع آوری شده و بصورت جمعی در
دادگاه املاک انتاریو
تشکیل پرونده میدهند.
با رد اعتراض آنها در
دادگاه،
حتی اگر مخالفین به اهداف خود نرسیده اند، میتوان مطمئن بود که
در ویلودیل، نمایندگان مخالف واحدهای مسکونی پیش ساخته، در
انتخابات به اندازه کافی از آن، بهره های سیاسی گرفته اند.
امیدوارم که من در خطا باشم، وگرنه بهره گیری از رای دهندگان و
آلت دست قرار دادن آنها، برای رسیدن به اهداف شخصی، به جای
خدمت به آنها، گناهی است که سزای آنرا همه شهروندان خواهند
پرداخت.
اگر من، شما نمایندگان منتخب سه سطح حکومتی را مخاطب قرار داده
ام، فقط به خاطر همه گیر شدن مشکل مسکن نیست، به دلیل گسترش
فرهنگ نه در حیاط خلوت من هم نیست، بلکه
من شما را از این بابت مخاطب قرار داده ام که دموکراسی را در
خطر میبینم. امیدوارم شما نیز باور داشته باشید که دموکراسی
راه رسیدن به عدالت های اجتماعی است.
بی تفاوتی، کمرنگ شدن انساندوستی، کاهش مشارکت مردم در
انتخابات، بی اعتمادی به حکومت و سیاستمداران، بایستی تا به
حال زنگ ها را به صدا در آورده باشد. افزایش خشونت، بیماری های
روانی، فقر و اختلاف طبقاتی، نشانی از بیعدالتی های اجتماعی
اند که متاسفانه روز به روز افزایش یافته و آثار آن هم بیشتر
نمودار میگردند.
تا زمانی هم که سایه سیاست بر پندار، گفتار و کردار ما سنگینی
میکند، عدالت، یک رویای دست نایافتنی ای بیش نیست.
برخورد با این مشکلات، نیاز به همکاری همگانی، بدون دخالت
سیاست دارد.
من، چشم امید به شما نمایندگان منتخب مردم دوخته ام. اگر شما
در تغییر وضعیت ناگوار امروز، عاجز هستید، دست کم بر وخامت آن
نیافزایید.
|