|
بیشتر از هر زمان دیگرمتقاعد شدهام که هر محله به باغی آنطور
که من در ذهن دارم نیاز دارد. باغ ایرانی میتواند اولین انها
باشد. چه بهتر که در کشور چند فرهنگی مانند کانادا، هر فرهنگ،
تبار و کامیونیتی، مسئولیت یکی از این باغها را از قدم اول تا
به سرانجام رساندن، نگاهداری و پویایی به عهده بگیرد.

من این طرح را یک هدیه طلایی از طرف شهرداری تورنتو، اولیویا
چاو، و لیلی چنگ میدانم؛
بدون آنها مشکل بود باور کنم که لیتل ایران بالاخره شکل بگیرد
و باغ ایرانی مطرح شود. مابقی ان به عهده ما ایرانیها و غیر
ایرانیهاست تا در مسیر به واقعیت پیوستن این فضای شهری،
دموکراسی را در سادهترین شکل آن تمرین کنیم، «یاد بگیریم،
آموزش دهیم و بکار گیریم». باغ ایرانی میتواند محیطی مانند
مدرسه و دانشگاه باشد؛
ابزاری
برای نزدیک کردن انسانها با فرهنگهای متفاوت در امتداد فضای
مجازی. موفقیت و یا شکست ما در این مسیر محکی برای سنجش تمایل
و آمادگیما برای همزیستمی مسالمت آمیز خواهد بود.
برای اولین بار، ویدئوهای «روزی یکدقیقه با دموکراسی»
(بخش۴۲ ) و ویدئوهای «شنبه ظهرهای باغ ایرانی» (بخش
۳۰) را به زبان انگلیسی و در رابطه با پروژه باغ ایرانی تهیه
نمودم. علاوه ۸۰ گروه ایرانی در سرتاسر کانادا، آنها را برای
نخستین بار در شش گروه فیسبوکی انگلیسی زبان ویلودیل نیز به
اشتراک گذاشم. از همان ابتدا با مشکلاتی روبرو شدم که
انتظارشان را نداشتم؛
دراین نوشتار بطور مختصر و در فرصتهای بعدی، مفصلتر به آنها
خواهم پرداخت.
چرا روزی یک ویدئوی یکدقیقهای؟
در فرهنگهای مختلف، مناسک متفاوتی مرسوم است، همچون طنین اذان
در سه نوبت از روز، و یا به صدا در آمدن زنگهای
کلیسا در هر ساعت. مگر نه اینکه حکمت تمامی آنها بوجود
آوردن نوعی آگاهی، حضور و بیداری بوده است؟ مگر نه اینکه یکی
از بزرگترین دستاوردهای زندگی شهری، فرهنگ و منش دموکراسی
است؟ آیا امروز دموکراسی در دورهای که مسئولیت محافظتش به
عهده ماست، بیشتر از هر زمان دیگری در خطرنیافتاده است؟ هدف من
در تهیه و پخش این ویدئوها، به صدا در آوردن همین زنگهای خطر
است.
معماری دیوار
دیوار در فرهنگ و معماری ایران نقش مهمی داشته است. حجاب زنان
و حجاب نامرئی مردان نیز نوعی حصار هستند که کمتر به چشم
میآیند، اما به خوبی حس میشوند. با مشاهده برخوردهای که در
چند روز اشتراک گذاری ویدئوهایم در گروههای انگلیسی زبان رخ
داد، به دیوارهای بلند دنیای دیجیتالی ویلودیل پی بردم؛
دیوارهایی که ریشه در تفاوتهای فرهنگی، کم تحملی و عدم
بردباری نسبت به یکدیگر دارند. من در طرح پیشنهادی باغ ایرانی،
از دیوارهای مشبک استفاده کردهام که هم نشانی از میراث ماست
و هم نمادی از شفافیت. شخصن تلاش میکنم همین نفش را با حضوری
فراجناحی و بدون جانبداری در کلیه گروههای ویلودیل در
شبکههای اجتماعی بازی کنم.

نقاب
باور نمیکردم که بار دیگر از زبان یکی از همسایهگانم ــــ که
تا به حال او را ندیدهام و هیچ خصومت قبلی میان ما نیست ـــ
عبارت «به کشورت برگردد» را بشنوم. بار اول، من این
جمله را در سال ۲۰۱۵ از دهان یک سیاستمدار چینیتبار(نماینده
وقت کانسرواتیو ویلودیل در پارلمان کانادا، چانگسن لونگ،
شنیدم. اما شنیدن آن در این روزها از زبان یک شهروند عادی، و
آنهم یک زن که همیشه امید آیندهای بهتر برای کل دنیا را در
نگاه آنها جستجو کردهام، بسیارغمانگیز تر بود.
باور ندارم که این فرد در یک ملاقات حضوری، هرگز با من چنین
سخن بگوید. عالم دیجیتال، جسارت کاذبی به ما میدهد و باعث رشد
آن بخش از وجودمان میگردد که بهتر بود در تاریکی باقی
میماند. باغ ایرانی، به عنوان فضایی در امتداد شبکههای
اجتماعی، میتواند عاملی باشد که بخشهای روشن، انسانی و
خوشایند ما فرصت رشد پیدا کنند.
آزادی بیان - شفافیت
جای تعجب نیست ونخواهد بود که در باره دموکراسی، آزادی بیان،
قانونمندی، و حریم خصوصی و عمومی، تعاریف و فهمهای مختلفی
داشته باشیم. اما آنچه مسلم است و نمیتوان با توجیه، ماهیتش
را تغییر داد، «عملکردها»ست. چرا یک گروه فیسبوکی با
حدود ۷ هزار عضو از همسایگان، باید ماهییت خصوصی داشته باشد؟
البته ما زمانی میتوانیم چنین سئوالاتی را مطرح کنیم که آن
گروه موفق شده باشد در ما «حس تعلق» بوجود آورده باشد.
در غیر اینصورت، اگر مدیران این گروهها را ملک شخصی خود به
حساب آورند، مطرح کردن این موضوعات نامربوط خواهد بود. احساس
تعلق، همزمان «حقوق و وظیفه» میآفریند و این خود،
نشانهای از موفقیت جمعی فراتر از تعداد اعضاء است.
تهمت
جاسوس و گناه هواداری
آنچه بیشتر از همه برای من جای سئوال دارد، تهمت «جاسوسی»
زدن به دیگران، ممانعت از پیوستن همسایگان به گروه، و بهخصوص
علنی کردن و فخر فروشی به این اخراجها و سانسورها درفضای
دیجیتالی محله است. بدون شک اینگونه رفتارها تنها در یک محیط
بسته، با حصارهای بلند و روابط فرقهای و قبیلهای امکان پذیر
است. غافل از آنکه نام ما بر سر درب این باغهای مجازی حک
شدهاند.
آیا ازکسی که خود از استبداد گریخته است، داشتن چنین حساسیت
بالایی نسبت به دموکراسی جای تعجب دارد؟ نکات بیشمار دیگری
وجود دارند که در آینده به آنها خواهم پرداخت. من این مقاله
را در دو زبان و با در نظر داشتن خوانندگان ایرانی و غیر
ایرانی تهیه کردهام.
در پایان، از مدیران گروههای محلی تقاضا دارم که به جای حذف و
یا بلاک، گزینه «تایید قبل از انتشار» را برای مطالب من
فعال سازند تا فضای محترم گفتگو در محلهمان، به حذف و سانسور
آلوده نگردد. |
باغ اولین
باغ فرهنگی
یاد بگیریم، یاد دهیم و به
کار گیریم
اولین ویدئو ها به زبان
انگلیسی
دموکراسی بزرگترین دستاورد
شهرنشینی
عدم استقبال کامیونیتی غیر
ایرانی
به کشورت برگرد
جسارتهای کاذب در دنیای
مجازی
ارزیابی از طریق عملکردها
تهمت جاسوسی و ممانعت از
پیوستن
فعال کردن گزینه تایید قبل
از انتشار |