|
October
26, 2017
|
به خاطر داریم که در ماه جولای، بلافاصله بعد از اعلام جلسه گفتگو با بنیان گذاران، هییت مدیره کنگره نیز اقدام به برگزاری جلسه گفتگوئی در همان تاریخ و همان مکان میکند، که باعث بوجود آمدن بحث و جدل هائی در کامیونیتی میشود. اینبار نیز به فاصله یک هفته دو جلسه گفتگو تدارک دیده میشوند، که انتخاب زمان و موضوع، سئوال برانگیز میباشند.
در جلسه دوازده نوامبر از چهار نماینده ایرانی، رضا مریدی،
امیر خدیر، علی احساسی و مجید جوهری دعوت به عمل آمده است، که
انگاری غیر از مجید جوهری دیگران به این دعوت پاسخ مثبت داده
اند. قرار است که این افراد در پانلی جداگانه در رابطه با
سیاست کانادا سخنرانی نمایند. همزمان از پنج رئیس سابق کنگره،
سعید حریری، بهنام اصفهانی زاده، فرخ زندی، رضا بنائی و ارسلان
کهنموئی پورو همچنین بیژن احمدی رئیس کنونی کنگره دعوت به عمل
آمده است. انگاری سعید حریری به دلیل حضور اخیرش در جلسه بنیان
گذاران، و ارائه نظراتش پیرامون این موضوع، دیگر لازم نمیبیند
که دوباره در این جلسه حضور پیدا کرده و ترجیح میدهد که وقت
خود را در اختیار دیگران قراردهد. مابقی روسا جز بیژن احمدی که
جواب قطعی نداده است، این دعوت را پذیرفته اند، و قرار است که
در پنل دوم به
نقش
این نهاد در پیگیری یا پیشگیری این روابط بپردازند. در اطلاع رسانی گردهمائی اول که قرار است در دو جلسه صورت بگیرد، با اینکه از واژه هائی همچو "محترمانه" و "باز" استفاده میشود، هییت مدیره یکبار دیگر انحصار فیلمبرداری را در اختیار خود گرفته، و یکبار دیگرمتعهد میگردد ویدئو های کامل را ظرف یک هفته در اختیار همگان قرار دهد. مگر نه اینکه در برگزاری جلسات گفتگوی قبلی همین تعهدات را عنوان کرده و به هیچکدام از آنها عمل نکرده است؟ زمانی که فیلمبرداری را در انحصار خود قرار میدهد، و از سخنرانان میخواهد که شرح گفتار خود را قبلن در اختیار آنان قرار دهند، آیا باز هم میتوان اینگونه جلسات را باز تلقی نمود؟ پایبند نبودن به تعهدات آیا بی احترامی به افراد نیست؟ اما از آن نظر که این جلسه و این موضوع بی ربط با گردهمائی دوازده نوامبر نیست، میتوان این پیش بینی را کرد که نه تنها موضوعات مطرحه و پرسش و پاسخ ها از قبل طراحی شده میباشند، بلکه ویدئو ها اینبار بدون کم و کاست، در زمان تعیین شده، یعنی قبل از جلسه دوم به اشتراک گذاشته شوند. صد افسوس که انگار فقط در رقابت است که ما نیرو های خویش را بکار میگیریم، و آنهم در جهت تخریب و خنثی کردن یکدیگر. به نظر میاید که این هییت مدیره نه تنها تمایلی به فعال کردن، فراگیری این نهاد و مشارکت افراد را ندارد، بلکه سعی میکند که موانعی هم در ابتکار عمل و فعالیت های خود جوش آنها بوجود آورد. وگرنه چرا باید به گفتگو های به عمل آمده در جلسه اخیر گفتگوی آزاد اینچنین بی تفاوت بود؟ چرا با اینکه یازده نفر از شانزده نفر حاضر در آن جلسه، فیلمبرداری از جلسات گفتگو توسط اعضاء را امری عادی میدانند، باز مخالفت سه عضو هییت مدیره ارجحیت پیدا کرده و به اجرا در آید؟
|
سرمقاله این هفته را از مژگان عزیز، یکی از خوانندگان نشریه شهروند قرض گرفته ام. ایشان در نوشته کوتاهی که دو هفته پیش در آن نشریه به چاپ رسید، به ساده ترین وجه، پیچیدگی روابط انسانی را مطرح میکند. مژگان از واقعه دلخراشی، واقعیت دلخراش تری را به تصویر میکشد. از زبان دختر قاتل "آتنا"، دختر خردسالی که مورد تعرض قرار گرفت، سخن میگوید. از قتلی میگوید، که اگر در دلی خشم را برنیانگیخته باشد، شاید که از سنگدلی صاحب آنست. از قاتلی میگوید که هر چقدر هم حیوان صفت باشد باز احساس دختری، و همسری را از میان نمیبرد. " از هیچکس در خانه خبر ندارم، نمیدانم مادرم کجا مچاله شده". با خواندن این دو جمله من هم از دنیا بی خبر و به کنج دل خود مچاله میشوم. خشم و عطوفت را در مقابل هم می بینیم. قاتل و مقتول، ظالم و مظلوم را شاهد میگردم. داد عدالتخواهی ام بر میخیزد. ولی اینبار نه برای آتنای کوچک، و نه برای دختر خردسال قاتل، که حتی از داشتن نام در قصه مژگان محروم است. بلکه برای خودم، برای ما انسان ها، که ناخواسته میبایست شاهد چنین فجایعی باشیم و انسانیتمان مورد آزمایش قرار گیرد. در مقاله ائی که در همین نشریه در فوریه 2015 به چاپ رسید به حمایت از خانواده محمود یادگاری پرداختم، که به جرم خرید لوازم ممنوعه برای جمهوری اسلامی در سال 2010 به پنج سال حبس در کانادا محکوم شده بود. به انتقاد از کامیونیتی پرداختم که وظیفه حقوق بشری خود را در حمایت از همسر باردار یادگاری انجام نداده است. به عامل جمهوری اسلامی بودن متهم میگردم. ده ها امضاء جهت جلوگیری از چاپ مقالاتم جمع آوری میشوند. ولی اینبار چه میتوانیم بگویئم؟ از چه انتقاد کنیم؟ آیا حس انساندوستی نسبت به خانواده قاتلی خطاست؟ آیا خود را در جای دختر و همسر قاتل گذاشتن و با آنها همدل و همدرد شدن گناه است؟ آیا جرم هر چقدر هم سنگین باشد، باز میتواند احساس مادری، فرزندی، برادری، خواهری و انساندوستی را از میان بردارد؟ راه حلی ندارم. و هیچ راهی هم برایم باقی نمیماند جز اینکه با مژگان در رویایش همراه شوم و آرزو کنم که " کاش آتنا پتو را از روی صورتش کنار بزند با نگاه مست خواب و آن لحن شیرینش بگوید: بابا این وقت صبح کجا؟ بابا تو رو خدا برای تماشای مردن کسی نرو. برای تماشای مردن قاتل من هم نرو، من می ترسم. خودم به فرشته ها میگم به خدا بگن از این به بعد کاری کنه که دیگه هیچ کس قاتل نشه، هیچ کس اعدام نشه، دیگه هیچ کس به تماشای اعدام کسی نره!" به یاد گفته عرفا می افتم که میگویند اگر هر بی عدالتی، هر ظلم و هر درد و اشگی بتواند در ما تحولی بوجود آورد، آن اشگ، بیهوده بر گونه ای ننشسته است. باشد که اشگی که نوشته مژگان عزیز بر گونه من نشاند، و قلمی را به حرکت در آورد، حداقل در یک نفر دیگر تاثیری هر چقدر جزئی داشته باشد. با این امید که با از یاد بردن ظالم و مظلوم، با دلی آکنده از مهر و محبت در راه گسترش عدالت اجتماعی قدم برداریم. بالاخره تاریخ برگزاری دو جلسه گفتگوئی که قبلن در باره آنها اطلاع رسانی کرده بودیم تعیین گردیدند. اولی که توسط هییت مدیره کنگره ایرانیان تدارک دیده شده است، در تاریخ پنجم نوامبر تحت عنوان " انتظارات جامعهی ما از نمایندگان منتخب ایرانیتبار" ، برگزار خواهد شد. و دیگری تحت عنوان" روابط دیپلماتیک بین ایران و کانادا و نقش جامعه ایرانی-کانادایی"، در تاریخ دوازدهم نوامبر خواهد بود. همزمان شدن و نزدیکی موضوع هر دو جلسه، یکبار دیگر تعجب را برمیانگیزد.
|
|
|
www.hambastegi.ca
647-748-5991
[facebook/hambastegi.hemayat]
[Let's talk ICC]
www.kikist.ca
No Deportations To Iran |
|
|||||||
|
Last Edited 01/01/2018 - For all comments on this site info@signandprint.ca |