|
December
21, 2017
|
اگر اعتماد و صمیمیت در میان بود آیا آنهائی که در آن شرکت داشتند و هزینه آنرا متحمل شده اند ترجیح نمیدادند که حدود 55 هزار دلاری که خرج ضیافت سال گذشته شد برای کار های اساسی تر مصرف گردد؟ ساختار و شرایط حاکم بر رسانه های کامیونیتی، اجازه نمیدهند که بصورت روشن تر و با اطلاعات بیشتر به بررسی مطالب پرداخت. در نتیجه دادن اطلاعات کامل در رابطه با موضوعاتی که به اکثر خوانندگان مربوط میشوند امکان پذیر نخواهد بود. بدون اطلاعات کافی نیز قضاوت و برداشت صحیح از وقایع ناممکن است. بطور مثال تا جای امکان سعی میشود جزئیات هر مورد و نام افراد مطرح نگردند. تا همین حد هم باید متشکر بود و از دردسرهائی که از طریق اینگونه اطلاع رسانی ها برای صاحبان نشریات بوجود میاید پوزش طلبید. خوشبختانه سوشیال مدیا این امکان را بوجود آورده است که بتوان در آن محیط با آزادی بیشتری اطلاع رسانی کرده و به گفتگو پرداخت. و در اینکه ما از نظر فرهنگی تا چه حد آمادگی پذیرش و احترام به آزادی بیان را داریم خود مقوله دیگریست. چند روز پیش یکی از فعالان اجتماعی در رابطه با یکی از حامیان دو آتشه بازگشائی سفارت و رفع تحریم ها بدون ذکر نام فرد مربوطه مطلبی (*) را به اشتراک میگذارد. ایشان از بیانات دلسوزانه این فرد در محافل عمومی نسبت به صدمات وارده به کودکان سرطانی در اثر تحریم داروها میگوید. در ضمن به مصاحبه همسر این خانم با رادیو کانادا اشاره میکند که در آن از دولت تقاضا کرده که تحریمها را کاهش دهد چون بیزنس شخصی او به خاطر تحریمها در حال ورشکستگی است. مانند همیشه گفتگوهای بی پایانی آغاز میگردند و تا آنجائیکه به منظور این مقاله مربوط میگردد، عده ائی معتقد بر این هستند که یا نمیبایست اصلن به این موضوع پرداخت و یا اینکه کلیه اطلاعات از جمله هویت این فرد و همسرش باید اعلام گردند. به اشتراک گذارنده این مطلب از احترام به حریم خصوصی میگوید. یکی از اعضای هییت مدیره که در این گفتگو ها شرکت داشته است این گونه عمل کردن را باعث دامن زدن به شایعات، تشویش اذهان عمومی، بوجود آمدن بی اعتمادی و شکاف در میان کامیونیتی میداند بدون توجه به اینکه در دو سال اخیر هییت مدیره غیر از این عمل نکرده است. تعارفات، چاپلوسی ها، حجب و حیای نامورد، دوروئی، مخفی کاری، و عدم شهامت، بدون آنکه از آن آگاه باشیم، ریشه درعدم صداقت دارند. زمانی که در رفتار ها و فعالیت های جمعی صورت میگیرند و عواقب آنرا کل کامیونیتی میپردازد به خیانت مبدل میگردند. تا زمانی که این معضلات برطرف نگردند شفافیت که اصل اول آزادی، برابری، برادری، دموکراسی، قانونمندی ........ میباشد جای خود را در جامعه پیدا نمیکند. پس تا جای امکان لازم است که در فرهنگ جمعی تغییراتی بوجود آید و شاید یکی از راه های آن چرخش اطلاعات، رک و صریح گوئی باشد. در دنیای امروز و تکنولوژی های ارتباطاتی موجود، مخفی کاری بسیار مشکل میباشد. از اینرو چه بهتر قبل از آنکه دیگران افشا کنند خود موارد مبهم و سئوال برانگیز را با توضیحات کافی مطرح کنیم. جای بسی تاسف است زمانی که یکی از اعضای هییت مدیره پیشنهاد آرشیو کردن فایل های صوتی جلسات هییت مدیره و انتقال آنها را به هییت مدیره های بعدی عنوان میکند، نایب رئیس کنگره با آن مخالفت کرده و علنن میگوید: «چرا وقتی همه هیات مدیره های هفت سال قبلی آثار و رد پای خود را پاک کردند، ما باید چنین کاری بکنیم؟». دیگر چه انتظاری میتوان داشت. بارها تقاضا کرده ایم که از اسناد و مدارک کنگره صورت برداری شده و اعلام گردند. از هییت مدیره ائی به هییت مدیره دیگر مدارک و اسناد بصورت رسمی منتقل شده و ثبت گردند. ولی انگاری تا به امروز حتی یک نفر در میان اعضای هییت مدیره ها پیدا نشده است که از رد پا گذاشتن وحشتی نداشته باشد.
|
یکبار دیگر به پایان سال میرسیم و دوباره فرصتی یافته ایم تا به ره رفته نگاهی بیاندازیم. آیا ما نیز در مرحله ائی از تکامل هستیم که فقط منافع خود و خانواده مان را در نظر میگیریم؟ و یا اینکه بنی آدم اعضای یکدیگرند در ما معنا پیدا کرده، به وظایف شهروندی پی برده و طعم انساندوستی را عمیقن چشیده ایم؟ و بالاخره خوش به حال آنهائی که از این هم فراتر رفته، به هستی خود معنای دیگری داده، و در پندار و رفتار و کردار نیک آنها دیگر دوگانگی وجود ندارد. بیائیم ساده تر بنگریم و گفتگو را در سطح و محدوده یک مقاله در یک نشریه خانوادگی نگاه داریم. از خود بپرسیم بصورت فردی و یا جمعی چه کرده ایم؟ آنچه به فرد مربوط میگردد را به تنهائی و آرامشی که در ایام تعطیلات خواهد داشت بسپاریم و بصورت مشترک توجه خود را بیشتر به کرده های جمعی معطوف داریم. اتحاد و همبستگی در کامیونیتی برای نگارنده آنقدر پر ارزش و با اهمیت بوده که برای مدت زمان نسبتن طولانی بیشترین توجه را به آن داشته و مقاله ائی را به پایان نرسانده مگر اشاره ائی به آن کرده باشد. جا دارد که فرصت را غنیمت شمرده از اینکه نشریه شهرما یکسال دیگر کمال همکاری را با اینجانب داشته است صمیمانه تشکر نمایم. بی شک رسانه ها نقش مهمی در بوجود آمدن اتحاد و همبستگی دارند ولی در اینکه در این مورد نقش خود را آنطور که باید ایفا کرده باشند شک و تردید است. زمانی که نشریه ائی آگاهانه بیطرفی را کنار میگذارد و در جهت حمایت جناح خاصی مبدل به بلندگوی گرایشات آنها میگردد نمیتوان گفت که دست اندرکاران آن نشریه اتحاد و همبستگی کامیونیتی را مهمتر از باور و منافع خویش میدانند. کنگره ایرانیان تنها نهادی است که علت تاسیس آن بوجود آوردن همدلی و همیاری در میان ایرانیان کانادا میباشد. در اینکه این نهاد با مداخله در امور بازگشائی سفارت و رفع تحریم ها در سال گذشته بیشترین نفاق را بوجود آورده است نیاز به استدلال و اثبات نیست. عدم ارائه گزارش عملکرد از اواسط سال گذشته، عدم انتشار صورتجلسات هییت مدیره، عدم جوابگوئی ها میتوانند نشان از آن باشند که اولن جز دو مورد ذکر شده فعالیت های دیگری صورت نگرفته و یا اینکه شکاف میان هییت مدیره و کامیونیتی به حدی رسیده که در رعایت حداقل ها نیز دیگر لزومی نمی بیند.
به نظر میاید که هییت مدیره بخواهد خود و اذهان عمومی را تا برگزاری دومین ضیافت سیمرغ که امسال در تاریخ دوم فوریه برنامه ریزی شده است با این مورد سرگرم نگاه دارد. آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که برگزاری چنین گالا هائی با چه اهدافی صورت میگیرند؟ آیا دادن لوحه های تقدیر به سه الی چهار نفر میتواند هدف اصلی به حساب آید؟ چند در صد از افراد و چه قشری از کامیونیتی توان پرداخت ورودیه 180 دلاری را دارند؟ آیا زمانی که چنین شکافی در کامیونیتی وجود دارد برگزاری چنین مهمانی ها نمیتواند همچو اهانت و تحقیر مخالفین تلقی گردند؟ زمانی که گاهی اوقات مخارج ازعواید بیشتر میشوند آیا میتوان جمع آوری کمک های مالی از این طریق را دلیل کافی برای برپائی اینگونه گردهمائی ها دانست؟ زمانی که هییت مدیره گزارش های مالی دقیق و مشروحی را در اختیار اعضاء قرار نمیدهد آیا میتواند اعتماد مردم را برای جمع آوری کمک های مالی به خود جلب کند؟
|
|
(*) مطلب حذف شده Admin · December 18 at 12:57pm خوب, بد, زشت چندی پیش در جمعی از دوستان نشسته بودیم و صحبت میکردیم. خانمی در جمع بود و شروع کرد به بد گفتن از تحریمهای کانادا علیه ایران. من هم که مخالف تحریمها هستم با او موافقت میکردم. اما از شنیدن قسمتی از حرفهایش یک دفعه بهت زده شدم. او با بغض میگفت که با چشمان خودش دیده که کودکان سرطانی در ایران به خاطر نبود دارو چه رنجهایی که نکشیده اند. او خوب از مصائب کودکان سرطانی گفت. بازهم برای من که همرنج ایشان هستم, و میدانم که کودکان سرطانی و نیازمندان داروهای خاص در اثر تحریمها تحت فشار هستند خیلی ناراحت کننده بود. به نظر من هم تحریم, خصوصا اگر موجب فشار به مردم عادی و بیماران و غیره شوند نباید انجام شوند. حتی درمورد تحریمهایی که ممکن است مردم عادی را هم هدف نگیرند اگر و اما فراوان است که جای بحثش جای دیگری است. اما آنچه که اینجا میخواهم بگویم این است که این خانم عزیز در کل مطالبی که در مورد ضرورت برداشتن تحریمها گفت, هرگز اشاره ای به مصاحبه همسرش در سال ۲۰۱۱ با رادیو کانادا نکرد. همسر این خانم, سال ۲۰۱۱ در مصاحبه با رادیو کانادا گفته است که از دولت تقاضا دارد که تحریمها را کاهش دهد چون بیزنس شخصی او به خاطر تحریمها در حال ورشکستگی است. حالا آیا ورشکستگی یک تاجر ایرانی یا در کل تجار ایرانی چیز مهمی است؟ به نظر من حتما. حتما مهم است که بازرگانان ایرانی-کانادایی فرصتهایی برابر با دیگر تجار کانادایی داشته باشند. این موضوع شاید برای من به اهمیت نجات جان کودکان سرطانی نباشد, اما حتما مساله مهمی است که باید به آن پرداخت. آیا رسیدگی به وضعیت تجار ایرانی-کانادایی و حفظ منافع ایشان جزو وظایف کنگره ایرانیان کانادا است؟ به نظر من حتما. این در حقیقت یکی از وظایف کلاسیک کنگره و هیات مدیره اش میتواند باشد. آیا یک تاجر میتواند حرف درست خودش را, یعنی شکایت از تبعیض علیه تجار ایرانی, را در پس اشکهایی که برای کودکان سرطانی میریزد بپوشاند؟ احتمالا. منظورم این است که او قانونی را نشکسته. از این منظر, اصلا "بد" حساب نمیشود. اما قضاوت اخلاقی اش با شما که آیا اینگونه "روش"ی را "زشت" میدانید یا خیر. دنیا که به "خوب" و "بد" افراز نمیشود. هزاران صورت مختلف وجود دارند. یکی از این صورت ها هم "زشت" نام دارد. "زشت" چیزی است که خیلی غلط یا غیر قانونی نیست اما در دید مردم ناپسند و غیر اخلاقی است. سواستفاده از نام کودکان سرطانی برای پیشبرد اهداف مالی بیزنس شخصی یکی از "زشت"ترینهایش است. دور و بر را که نگاه کنید مثال کارهایی که هدفشان الزاما "بد" نیست اما "روش"شان خیلی زشت است فراوان خواهید یافت. دوستان هم تصور میکنند که مردم چشم و گوش ندارند. برادر من, خواهر من, به چه چیزی قسم بخورم که مردم میدانند, مردم میفهمند. اگر به رویتان نمی آورند از نفهمی شان نیست. رسم دوستی را نمیخواهند بشکنند. راست و حسینی بیا بگو "تجارتم رو به ورشکستگی است.". من شخصا در کنار شما با هر دولتی که بخواهد حق تجار ایرانی را با تحریم یا هرروش دیگری بگیرد مخالفت خواهم کرد. چرا به جای این حرف صحیح و این روش صحیح میروی پشت کودکان سرطانی قایم میشوی؟ چرا حرف "خوب"ت را "زشت" میکنی؟ پی نوشت: خوب است آدم گاهی روزنامه های سالیان گذشته را هم ورق بزند. چیزهای جالبی درشان خواهد یافت.
|
www.hambastegi.ca
647-748-5991
[facebook/hambastegi.hemayat]
[Let's talk ICC]
www.kikist.ca
No Deportations To Iran |
|
|||||||
|
Last Edited 01/01/2018 - For all comments on this site info@signandprint.ca |