|
April 04,
2019
|
مهندسی انتخابات
مهمترین بخش، شکل دهی هییت مدیره ایست، که اثری از مخالفت در
آن وجود نداشته باشد، که در سه سال گذشته به طرق مختلف به اجرا
در آمده است: به همین دلیل در سه سال اخیر، یا انتخاباتی صورت نگرفته (2016)، و یا اینکه برابری تعداد کاندیدا ها با تعداد اعضای مورد نیاز در هییت مدیره، انتخابات را به یک طنز شرم آور مبدل ساخته است (2017-2018). اعتبار اجتماعی کارگردانان این کمدی به حدی تنزل کرده است که دیگر اهمیتی به افکار عمومی داده نمیشود. همین قدر که مطرح باشند، دیده و از آنها گفته شود، و چرخ ها در جهت همسوئی بچرخند برایشان کافیست. قطع ارتباطات
- عملن امکان تماسی میان اعضاء و هییت مدیره دیگر وجود ندارد.
به ایمیل ها پاسخ داده نمیشود، امکان حضور به عنوان ناظر در
جلسات هییت مدیره نیست، صورتجلسه ای منتشر نمیشود، کامنت های
مخالفین حذف، صفحه گفتگو ها تعطیل، ارتباطات یک طرفه و جدیدن
به ارگان تازه تاسیس آی سی جی محول شده است. پنهان کاری عدم شفافیت مختص به هییت مدیره های بحران آفرین سال های اخیر نیست، شاید بتوان آنرا عارضه فرهنگی دانست که گریبانگیر اکثر ما میباشد. ولی آنچه به عدم شفافیت در اعضای فعلی هییت مدیره شکل خاص و حاد آن را میدهد، پنهان کاری است. مخفی شدن در پس نام و سمت های سازمانی، عدم مسئولیت پذیری و جوابگوئی، و جدیدن هم با تاسیس نهاد های مختلف، نه تنها در سردرگم کردن افراد، بلکه پنهان کاری را برای آنها ساده تر کرده است. عضویت در هییت مدیره کنگره، رئیس و بنیاد گزار نهاد صلح و دیپلماسی، عضویت در تیم آی سی جی، سمت های بیژن احمدی در نهاد های مختلفی میباشند که همگی در یک جهت و با یک هدف شکل گرفته اند. محسن خانیکی، همزمان سرپرست کمیته مشارکت جمعی، دبیر و یکی از گردانندگان اصلی آی سی جی است. یونس زنگی آبادی، دبیر، مدیر تحقیقات کنگره، و همزمان نایب رئیس صلح و دیپلماسی است. ابتکار عمل چنین روشی را باید مدیون محسن خانیکی و یونس زنگی آبادی بود که امسال بعد از پیوستنشان به هییت مدیره پدیدار گشته است. زمانی که میبینیم "صدا و سیما" و " ایرنا" (Islamic Republic News Agency) با آنها همکاری میکند، درمیابیم که این شکل دهی، و قیل و قال ها بیشتر در جهت تحت شعاع قراردادن و پنهان سازی لطماتی به کامیونیتی میباشد که بدون آن نفوذ جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست. جای دارد که از آنهائی که لزوم برقراری ارتباط میان اعضاء و بازگرداندن مجدد امنیت در کامیونیتی را با متوسل شدن به مراجع قانونی احساس کرده، و بار آنرا بدوش میکشند، قدردانی کرده و سعی کنیم تا جای امکان به حمایتشان برخیزیم.
|
از آن نظر که برای اولین بار کامیونیتی، نیاز متوسل شدن به مراجع قانونی برای حل مشکلات جمعی خود را نه تنها حس کرده، بلکه حرف را به عمل مبدل و اقدام نموده است، نامربوط ندیدم که نگاهی به دوره اخیر کنگره ایرانیان که تنها نهادی میباشد که به گونه ای همه کامیونیتی و شاید هم، همه ایرانیان کانادا را به هم مربوط میسازد بیاندازیم. عده ای بر این باورند که انسان ها تاریخ را میسازند، عده ای هم مانند اینجانب اعتقاد دارند که شرایط و آمادگی جامعه است که امکانات خاصی را برای افرادی که به گونه ای بهترین گزینه برای پیشبرد و رهبری به سوی آنچه احتمال وقوعش بیشتر است را بوجود میاورد. همانطور که قطره ای جام را آنزمان لبریز میکند، که پر شده باشد، و یا جرقه ای جنگلی را به آتش میکشد که از درون خشکیده باشد. کنگره ایرانیان نیز به گونه ای محل حادثه و آینه ای برای به تصویر کشیدن سیرت جمعی کامیونیتی است. سیلی که متاسفانه امروز در ایران شاهد آن هستیم در کامیونیتی از سال 2016 آغاز شده که امروز تخریب های آن برای همگان ملموس شده اند. بخش اول و عمده حل مشکلات، شناسائی آنها میباشد که قبل از صراحت بیان نیاز به صراحت نگاه دارد. آنچه در کنگره ایرانیان در سال 2015 صورت گرفت، بی شباهت به آنچه در زمان انقلاب پیش آمد نیست. کمپین "من هم یک ایرانی کانادائی هستم" یکی از زیباترین فعالیت های جمعی در کامیونیتی بر پایه همدلی، صفا و صداقت بوده است. نتیجه آن رها شدن کنگره از انحصار طلبی بود، که آنزمان برای عده ای از قدرت طلبان امروزغیر ممکن مینمود. همچو انقلاب، که جرقه امیدوار کننده ای بود که خیلی سریع به آتشی مبدل شد تا بسوزاند، آن کمپین، آن انتخابات، و آن پیروزی هم رویائی بود که تکرارش به نظر غیر ممکن مینماید. باید اذعان داشت که اگر هم بیژن احمدی را مهره اصلی آن کمپین ندانیم، بی شک بدون او نیز چنین حرکتی نمیتوانست به این شکل پیش رود. همانطور که تصور انقلاب و آنچه بعد از آن پیش آمد بدون خمینی مشکل است، بلائی که بر سر کامیونیتی ما در کانادا، بخصوص در تورنتو در سال های اخیر آمده، بر پایه تلاش های وقفه ناپذیر، هوشیاری، درک اوضاع، فرصت طلبی، نشئات گرفته از فطرت و خصوصیات نفسانی یک فرد بیش نیست. عدم قانونمندی به کنار، برای رسیدن به وضعیت وخیم امروز میبایست شرایط دیگری هم مهیا باشند تا فردی بتواند اینچنین مخرب و مستبدانه عمل کند. فقط با بررسی نحوه عمل و عکس العمل که مکمل یکدیگرند، میتوان به شناخت بهتری از خود و کامیونیتی دست یافت و در پی راه حلی برای بحران فعلی باشیم. در رابطه با عمل از همه دعوت میکنم که به مشاهده یک سری گزارش های مستند که توسط کانال تلویزیونی "تی وی او" تهیه شده بپردازیم. بررسی نحوه عمل در به قدرت رسیدن و در قدرت ماندن چند تن از حکام مستبد دوره ای که در آن بسر میبریم، کیم ایل سونگ (کره شمالی)، صدام حسین (عراق)، بنیتو موسولینی (ایتالیا)، فرنچسکو فرانکو (اسپانیا)، مانوئل نوریگو ( پاناما)، نشان میدهد که بطور کلی دیکتاتور ها از یک روش مشترک استفاده میکنند که هم در جمهوری اسلامی و هم در کنگره صادق است. با دروغ، تخلف، تقلب، چهره نمائی و گول زدن به قدرت میرسند، با عوامفریبی، حذف، پروپاگاند، و بوجود آوردن وحشت برای مدتی قدرت را حفظ میکنند. مهندسی انتخابات، قطع ارتباطات، و پنهان کاری، استراتژی فعلی هییت مدیره ای خلاصه شده به سه نفر است، که بدون آنکه ارزشی برای کامیونیتی قائل شوند، خودسرانه در مسیر اهداف خویش پیش میروند. خوشبختانه مقاوت معدودی از افراد که امروز شکل حقوقی به خود گرفته است باعث کندی حرکت و رسوائی آنها شده است.
|
|
|
|
![]() " ایرنا"
|
|
www.hambastegi.ca
647-838-0968
facebook/hambastegi.hemayat
Let's talk ICC |
|||||||
|
Last Edited 05/04/2019 - For all comments on this site info@signandprint.ca |