«مثلث جنون» و «مثلث نجات»  

پنجشنبه ۹ آپریل ۲۰۲۶
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


دیوانه‌ای سنگی در چاه می‌اندازد که صد عاقل در بیرون آوردنش عاجز ‌می‌مانند. این دیوانه کیست؟

بی‌شک تا چند روز پیش عده‌ی بیشتری فکر میکردند که این دیوانه جمهور‌ی اسلامی است ـــ که کاملن قابل درک است. عده‌ای هم که خشم، نفرت، کینه و انتقام، آنها را از دیدن واقعیاتی که امروز در سرتاسر جهان در جریان می‌باشند محروم ساخته، هر روز بیشتر مسخ باور‌های خود میگردند.

این عده هنوز متوجه نشده‌اند که دیوانه‌تری در جایگاه حاکمیت توانمند‌ترین قدرت اقتصادی و تسلیحاتی جهان قرار گرفته که کره زمین را بسوی پرتگاه غیر قابل برگشتی می‌کشاند. آنهم در کشوری که ساختارش این اجازه را به یک فرد میدهد که به تنهایی در استفاده از سلاح اتمی تصمیم بگیرد.

ایکاش فقط با این دو دیوانه طرف بودیم. دیوانه سومی، همزمان سر میز قمار نشسته است که سیاست‌هایی را ادامه میدهد که بیش از صد سال، نه فقط یک ملت بلکه ملت‌هایی را در خاورمیانه با کشتار و تخریب به ستوه آورده است.

من خود را به دلایلی با اکثریت افراد متفاوت می‌بینم.

بخشی از آنرا مدیون نشریه هفتگی شهرما هستم که این امکان را برای من فراهم کرده که حدود ۱۴ سال هر هفته بیشتر و عمیقتر از دیگران احساس مسئولیت کرده، بیاندیشم و با تمام هزینه‌هایش به قلم آورم. اخیرن سطح توقع را بالاتر برده و با پاسخگویی به مقالاتم من را در محک آزمایشی سخت تر قرار داده است.  

بخش دیگر را مدیون این دلِ، پیرو عشق و حقم، که «من» را صاحبدل کرده است. تا کلِ عالم را در سرای خویش همچون ارزنی جای دهد و بی آنکه پرسد کیست، هر اندیشه را بر سر سفره‌اش نشاند و بر نعمتش بیافزاید. که خود در حیرتِ جایِ خالی، بود و نبود را از یاد برده است، تا که منصور از راه رسد و سِرِ معما بگشاید.

حاصل این دو، نگاهِ فارغ از کینه از سیاست، نه به معنای «بخشیدنِ جنایت یا فساد» است، که ایران را فراتر از ساکنان امروزش، یک امانت تاریخی میداند. «ملی‌گرایی» را، نه به معنای نژادی، بلکه میهن دوستی وجودی، مقدم بر «ایدئولوژی»، «هیجانات احساسی»، و «سیاستِ روزمره» می‌شناسد.

ما حق نداریم برای پیروزی بر رقیب و دشمن فعلی، اصلِ امانت را به خطر اندازیم. و یا برای ارضای خشم و کینه خانه را از یاد ببریم، که مسئولیت ما در قبال «تاریخ و آینده» بزرگتر از خشم ما نسبت به «اکنون» است.

که این نگاه، سیاست را از زنجیرِ "کینه" می‌رهاند تا ایران را نه ملکِ مشاعِ ساکنانِ امروز، که یک "امانتِ تاریخی" ببیند. در این ساحت، ملی‌گرایی نه یک تعصب نژادی، بلکه یک "ضرورتِ وجودی" است که بر هر ایدئولوژیِ گذرا و هر هیجانِ ویرانگری مقدم می‌نشیند.

ریزش حامیان جنگ و رهبریت

نه بر پایه یک نظرسنجی بلکه با گفتگو با افراد و مشاهده مطالب در سوشیال مدیا که اخیرن با آغاز جنگ غنی‌تر شده‌اند، این برداشت را دارم که ریزشِ قابل توجهی در میان حامیان جنگ، «تنک‌یو» گویان ترامپ و حامیان رهبریت اتقاق افتاده است ـــــ که کاملن قابل درک و پیش‌بینی بوده‌است. چون نه از ترامپ بیش از این میتوان انتظار داشت، نه از هیچ جنگی که تا به حال بدون ویرانی و کشتار نبوده، و نه رهبریتی که می‌بایست در زمان‌های بحرانی کاراییِ خود را به اثبات میرساند.

در ضمن جوابیه‌های شهرما من را برانگیخت که دوباره اندیشی نمایم که حاصل آن، گزارش تحقیقی تحت عنوان «رهبریت رضا پهلوی و شکاف بی سابقه دیاسپورا» می‌باشد که در سایتِ انجمن اعضایِ کنگرهِ ایرانیان در دسترس و در حالِ تکمیل می‌باشد. تا از این طریق ادامهِ گفتگو‌ها بر پایه واقعیات‌هایِ عینی و قابل بررسی برای همگان شکل گیرد.

«مثلثِ نجات؛ پایانِ بازیِ بیگانه» و یا «آتش‌بس برای بقا»

ویدئو‌‌های روزی یکدقیقه با دموکراسی این هفته را تحت عنوان «دموکراسی و بلوغ سیاسی» تهیه نموده‌ام. در بخش اول با باور بر این اصل که راه حل، حتی اگر امکان پذیر نباشد ماهییت و اصالت خود را از دست نمی‌دهد، «مثلث نجات» را همچون یک «پیشنهاد انتحاری برای جلوگیری از انتحار ملی» مطرح نموده‌ام. من ناممکن بودن این راه حل را نه از نقصان آن، بلکه از عدم بلوغ سیاسی نقش آفرینان میدانم:

«راه حل فوری من در این ساعتِ صفرِ جنگ، شکل‌گیری یک «مثلثِ نجات» است: رضا پهلوی، فعالان مدنی و هسته‌ی قدرت در ایران. این سه ضلع، علی‌رغم تمام تضادها، باید در بیانیه‌ای مشترک به جهان اعلام کنند: «دست از ماشه بردارید؛ سرنوشت ایران را ایرانیان رقم می‌زنند.» بیداری یعنی فهمیدن این حقیقت که دشمنِ داخلی، بر دوستِ متجاوزِ خارجی شرف دارد. وقتی صدای ما واحد شود، مشروعیتِ بمبارانِ ایران در افکار عمومی جهان فرو می‌پاشد. این اتحاد، تنها راهِ خلع‌سلاحِ ابرقدرت‌هایی است که از شکاف‌های ما برای ویرانیِ خانه‌ی مادری تغذیه می‌کنند.»

مثلث نجات: پادزهرِ تمدن در برابرِ جنونِ هسته‌ای

«مثلث نجات» برای من تنها یک راهبرد سیاسی نیست؛ یک تو دهنی محکم به احمق‌ترین و دیوانه‌ترین رهبر جهان است که سرنوشت بشریت را به بازی گرفته است. در جهانی که یک فرد می‌تواند در تنهاییِ اتاقِ فکرش، فرمانِ نابودیِ اتمی یک ملت را صادر کند، ما نه در بن‌بستِ تکنولوژی، که در قعر «قهقرای حماقت» هستیم.

عصر حجر به معنای ویرانی نیست، بلکه نمادی از حاکمیتِ جنون بر خرد است. مثلثِ نجات، شورشِ فرزندانِ یک تمدنِ بزرگ علیه این حماقتِ سازمان‌یافته است تا ثابت کنیم اراده‌ی جمعی ما، قدرتمندتر از انگشت لرزان یک دیوانه روی دکمه‌ی اتمی است.

فرزندان تمدن در برابرِ عصرِ حماقت

ارائه‌ی طرحِ «مثلث نجات»، پیش از آنکه یک راهکارِ اجرایی باشد، یک سیلی بیدارباش به ساختاری است که در آن «جنونِ فردی» بر «خرد تمدنی» پیشی گرفته است. حاکمیتِ فردی که می‌تواند به تنهایی جهان را به آتشِ هسته‌ای بکشد، نشانه‌ی سقوطِ بشریت به دوران پیشاتمدنی است.

ویرانی، لزوماً بازگشت به عصر حجر نیست؛ بلکه حاکمیب مطلق حماقتی است که امروز بر جهان سایه انداخته است. ما با مثلثِ نجات، مرزِ میان «نابودی پوچ» و «نجاتِ خردمندانه» را ترسیم می‌کنیم. این پاسخ فرزندان یک ایران متمدن به جهانی است که عقلانیت را به مسلخِ دیوانگان برده است.

به سئوال خویش بازمی‌گردم تا دو دیوانه دیگر را بر سر میز بنشانم. یکی ملتی که در هیاهوی این دیوانگان، حافظه تاریخی‌اش را زیر آوارِ تبلیغاتِ رسانه‌ای گم کرده است و بر سر وصورت یکدیگر چنگ میزند. و من دیوانه که قلم به دست هنوز از طرفی در اندیشه‌ها و از طرف دیگر در درون، به دنبال انسان و انسانیت میگردم.

دیوانه کیست؟

 

مسخ باور‌های خود

 

ابر دیوانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه دیوانه سر میز قمار ایران

 

 

مدیون نشریه شهرما

 

 

مدیون دل پیرو عشق و حق

 

میهن پرستی وجودی

 

 

ایران یک امانت است

 

 

 

 

ریزش «تنک‌یو» گویان

 

 

 

شکاف بی‌سابقه

 

 

 

دموکراسی و بلوغ سیاسی

 

 

 

مثلث نجات

 

 

 

تو دهنی محکم به ابر‌احمق

 

حاکمیت جنون بر خرد

 

 

سیلی بیدار باش

 

 

حاکمیت مطلق حماقت

 

 

دو دیوانه دیگر: من و ملت

روزی یک دقیقه با دموکراسی - هفته ۳۷ –  دموکراسی و بلوغ سیاسی

شنبه‌ظهر‌های باغ ایرانی -۲۵  ۴ آپریل ۲۰۲۶ - بلوغ سیاسی

جمعه پنجشنبه چهار شنبه سه شنبه دوشنبه

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 16/04/2026 - For all comments on this site info@iccma.ca