|
پپنجشنبه
28 نوامبر 2019
(5+1) خیزش
چند سال پیش خود را با فرض حالت بعد از شرکت در 5+1 تظاهرات در
همصدایی با مردم ایران، در تورنتو، تجسم میکنم، که از دردی
ورای درد های دیگر مینویسم. که چرا نمیتوانیم حتی در رابطه با
درد مشترکی که ریشه بسیاری از درد های اجتماعی ماست آنطور که
باید همراه و همصدا شویم؟ به این میاندیشم که اگر پنج برگزار
کننده نمیتوانند با هم ملاقات و توافق هایی داشته باشند، حداقل
باید قادر باشند که طوری عمل نمایند که یکی مانعی برای دیگری
نباشد. بیشک اگراین هماهنگی صورت میگرفت، در ما که با تفرقه خو
گرفته ایم، تحول و تاثیرات مثبتی بوجود میاورد. بیشک باعث
استقبال بیشتر مردم میگردید، ورای شعار هایی که میدادیم، تابلو
هایی که به دست میگرفتیم، و پرچم هایی که به نمایش در
میاوردیم، پیامی محکم تر بر اتحاد و همبستگی علیه دشمن مشترک
میگشتیم. با این حرکت به اثبات میرساندیم که بالاخر ما
ایرانیان تورنتو به آن درجه رشد سیاسی-اجتماعی رسیده و دریافته
ایم که قدرت آنها از ضعف های ماست.

زمان به من آموخت و یا بهتر بگویم که مرا مجبور ساخت که در
مقابل واقعیت ها سر خم کنم و آنها را آنطور که هستند بپذیریم.
توجه ام را به وجه مشترک ها معطوف کرده و به بخش های مثبت آن
بنگرم. روز شنبه، زمانیکه یکی از مجریان گروه های چپ که پر صدا
ترین میکرفن را در دست داشت اعلام میکند که به احترام گروه
دیگر که در حال سخنرانی بود خاموش میگردد، و از همه گروه ها
دعوت میکند هر کدام به نوبت به سخنرانی بپردازند، به وجد آمده
و با خود میگویم که شاید خیلی کند حرکت میکنیم ولی همان به که
در جای نایستاده ایم. افسوس که پیشنهاد این مجری در همان حد
گفتار باقیماند.
به بهای صد ها کشته، هزاران زخمی و اسیر و میلیون ها دلار
خسارت در ایران، کامیونیتی ما یکبار دیگر بعد از ژانویه 2018
به پا میخزد. اتحاد و همبستگی نسبی را لمس کرده و سعی میکند هر
گونه که برایش امکان دارد برای رساندن صدای ملت ایران به
جهانیان عمل نماید. من هم سعی کردم که با جمع آوری اطلاعات و
تهیه
پوستری از هر پنج تظاهراتی که برای شنبه و یکشنبه گذشته
برنامه ریزی شده بودند، شرکت در آنها را برای دیگران ساده تر
سازم. غافل از آنکه تظاهرات ششمی هم وجود داشت که نه تنها
بصورت عمومی اعلام نشده بود، بلکه شرکت کنندگان در آن تمایلی
هم برای ایجاد ارتباط با دیگران از خود نشان نمیدادند. این
سئوال پیش میاید پس چرا مجاهدین، تظاهرات خود را همزمان و در
همان مکانی که دیگر تظاهرات برگزار میشدند برنامه ریزی کرده
بودند.
شاید لازم باشد که در رابطه با نحوه قرار گرفتن گروه های مختلف
در روز شنبه در میدان مل لستمن توضیح کوتاهی بدهم. در سمت راست
و بخش شمالی میدان مل لستمن، مجاهدین صف بندی کرده بودند. در
بخش میانی سلطنت طلبان، سکولار ها و به اصطلاح غیر سیاسی ها، و
در سمت چپ و بخش جنوبی میدان، گروه های چپ قرار داشتند.

شاید در رابطه با واژه صف بندی که از آن برای نحوه قرار گرفتن
مجاهدین استفاده کرده ام نیز لازم باشد توضیحی دهم و سئوالاتی
را در اذهان عمومی برانگیزم. بسیاری از افراد از آن شاکی اند و
بر این باورند که بهتر است شرکت در چنین تجمع های مردمی با
هدفی مشترک، بدون علائمی همچو پرچم، عکس و شعار های سازمانی و
گرایشات سیاسی صورت بگیرند. ولی متاسفانه مجاهدین علاوه بر این
علائم، بصورتی عمل مینمایند که انگاری میخواهند به قصد بر
فاصله ای که میان آنها و مردم وجود دارد بیافزایند. نحوه قرار
گرفتن شانه به شانه در کنار هم، بدون آنکه از جای خود حرکتی
کنند، نحوه نصب تابلو ها، شعار دادن های خالی از احساس، و
مراسمی نمایشی، بیشتر نظم سربازخانه ها را به یاد میاورند تا
شرکت در یک حرکت جمعی برای همصدایی، همدلی و همدردی. داشتن
تابلو و یا پرچم در دست تک تک افراد شاید در ظاهر بر تعداد
افراد بیافزاید ولی تغییری در عدد واقعی 150 نفر بوجود
نمیاورد. جالب توجه اینکه اگر در سوشیال مدیا جستجو کنید عکس و
فیلمی از تجمع مجاهدین نخواهید یافت و وارد شدن به صفحه
فیسبوکی آنها برای همگان آزاد نیست.
تخمین تعداد شرکت کنندگان در چنین تجمع هایی کار ساده ای نیست
ولی با اتکاء با فیلم های تهیه شده و شمارش ها تقریبی در محل،
میتوان با اطمینان تعداد حاضرین را بالای 1500 نفر دانست.
بیشتر این افراد نیز در بخش میانی میدان قرار گرفته و متشکل از
سلطنت طلبان، سکولار ها و غیر سیاسی ها بودند که برنامه خود را
از ساعت 2 بعد از ظهر آغاز نمودند. تعدادی از نمایندگان مجلس و
افراد برجسته در این مراسم حضور داشته و سخنرانی نمودند. آنچه
بیشتر از همه در میان این افراد به چشم میامد پرچم های با
علامت شیر و خورشید، و آنچه بیشتر شنیده میشد شعار های سلطنت
طلبانه، و آنچه بیشتر همه را به وجد میاورد سرود ای ایران بود.
در بخش جنوبی میدان، سازمان های چپ از جمله کمونیست کارگری،
فدائیان خلق و کردستان آزاد، با پرچم های متعدد و بخصوص
قویترین سیستم صوتی و با بیشترین تعداد سخنران محیط را در تسلط
خود داشتند.
راهپیمایی حدود
دویست و پنجاه نفر از تقاطع خیابان های یانگ و استیلز تا میدان
مل لستمن که از ساعت 12 بعد از ظهر روز یکشنبه آغاز شد، از
ابتکار عمل های موفقی بود که قرار است
یکشنبه آینده نیز برگزار گردد.
بنا به فراخوان چندین گروه ایرانی و یهودی، تظاهرات دیگری در
روز یکشنبه از ساعت دو بعد از ظهر در میدان مل لستمن با حضور
بیش از هفتصد نفر که شامل دویست و پنجاه نفر راهپیمایان نیز
بود برگزار گردید. در این گردهمایی تعدادی از نمایندگان مجلس
حضور داشته و سخنرانی کردند. عدم حضور مجید جوهری در هیچکدام
از تظاهرات روز های شنبه و یکشنبه سئوال برانگیز مینمود.
کنگره ایرانیان نیز
فراخوانی برای روز یکشنبه ساعت شش بعد
ازظهر در دانشگاه تورنتو داده بود. تعدادی از معترضین به
فعالیت های همسویانه کنگره در این گردهمایی حضور یافته و باعث
متوسل شدن برگزارکنندگان به پلیس شدند. از گفتگو های یکی از
اعضای سابق هییت مدیره با پلیس اینطور برمیامد که تعدادی از
دانشجویان بدون اطلاع مقامات دانشگاه و کسب مجوز اقدام به
برپائی این گردهمایی که کنگره ایرانیان فراخوان آنرا داده بود
کرده بودند. پلیس دانشگاه نیز از برگزاری این گردهمایی ممانعت
به عمل آورده و حتی با تقاضای عضو سابق هییت مدیره برای چند
دقیقه فرصت جهت اعلام یک بیانیه موافقت نمیکند. با وصف این
هییت مدیره در سوشیال مدیا طوری عمل مینماید که انگاری این
گردهمایی
صورت گرفته است. با اینکه رئیس، سردبیر، گزارشگر و
یکی از تحلیلگران آی سی جی در این مراسم حضور داشتند سخنی از
آن در رسانه خود به میان نیاورده اند. شرکت کنندگان در این
گردهمایی که اکثرن دانشجو و در حدود سی نفر میشدند لوازم خود
را جمع کرده و در خیابان،
عکس هایی را با حضور مجید جوهری تهیه
و در صفحه فیسبوکی کنگره به اشتراک میگذارند. نکته قابل تاسف
پنجر کردن لاستیک اتومبیل یکی از اعضای هییت مدیره بود که
طرفین هر کدام دیگری را متهم به انجام آن مینمودند. یکی از
معترضین مورد تجسس و بازجویی پلیس قرار گرفت و اقدامات بعدی به
دادگاه سپرده شد.
در نظر داشته باشیم که رضا مریدی فراخوانی برای روز یکشنبه اول
دسامبر در سیویک سنتر نورک یورک داده است.
|