یکشنبه 24 سپتامبر 2023
مهدی شمس

درد یک مسلمان

مخاطب که دانیل باقری سروستانی هست، لایک میکند، کامنت و فدردانی میکند.
رضا نامداری کامنت ایشان را تایید میکند. ولی بعد از چهل و هشت ساعت این مطلب از فوروم کنگره حذف میگردد.
راوی حکایت به مدت سی روز ممنوع الکلام میگردد.


 شما را خیلی کم میشناسم و شناختم محدود به فعالیت های شما در کنگره، پادکست ها و مطالبی میباشد که در سوشیال مدیا به اشتراک میگذارید.

واکنش اخیر شما نسبت به مطالب من و معدود افرادی که هنوز فوروم را متعلق به خود میدانند، مرا بر انگیخت که نظرات خود در رابطه با شما و فعالیت هایتان را به اشتراک بگذارم. اصراری به آنچه میگویم ندارم، خیلی خوشحال خواهم شد که اگر خطایی در آن میبیند، گوشزد و تصحیح کنید. از قبل نسبت به هر آنچه که مایه آزردگی احتمالی باشد پوزش میطلبم.

شما را خیلی ساده و صادق میدانم. ولی صداقت، حقانیت نمی آفریند و ساده اندیشی در بعضی مواقع حجابی بر ساده لوحی است.

من کمپین اخیر شما در جهت "دیگری گرایی" را، بخصوص در شرایط خاصی که راست گرایی افراطی در حال توسعه است را نگران کننده میپندارم. بخصوص زمانی که با حضور در هییت مدیره به خود اجازه میدهید که به نام کنگره دیگران را بیگانه بخوانید، نگرانی های من به احساس عدم امنیت مبدل میگردند.

این اولین باری است که یکی از اعضای هییت مدیره اینگونه عمل میکند، سخن میگوید و کمپینی در تخریب و تعرض به حقوق مخالفین خود در محیطی که میبایست محل گفتگو در باره کنگره باشد، تدارک میبیند. در بهترین حالت شاید شما بتوانید از طرف هییت مدیره سخن بگویید، البته اگر شما را به عنوان سخنران گزیده باشند.

از طرفی هم احساس تعلق شما به این نهاد قابل تقدیر است. ولی زمانی که این احساس تعلق به تملک مبدل میگردد، تجربیات تلخ تاریخی گذشته هشدار میدهند که میبایست به دنبال علاج و چه بسا درمان بود.

هویت، درد بزرگ همه ما مهاجرین است. زمانی که عدم احساس تعلق به محیط جدید به آن اضافه میگردد، حاصلش، پریشان حالی، ویرانگی، مسخ و بیگانگی است که از ما هیولایی میسازد که به چشم خود ما نمیاید.

با توجه به فعالیت های شما این برداشت را داشته ام که شما تمایلی ندارید که با حقایق و فجایعی که در ایران میگذرد برخورد داشته باشید. این احتمال را میدهم که شاید شما آنها را باور هم نداشته و حاصل دروغ پردازی های مخالفین جمهوری اسلامی بدانید.

اگر فرد دیگری غیر از شما اینگونه عمل میکرد، چه بسا که آنرا به حساب چهره سازی رژیم تلقی میکردم. در صورتیکه در مورد شما به نظر میاید که تلاش برای بقای هویتی است که شخصیت اجتماعی بر آن بنا شده است.

مشابهی از آن، در درجات ملایمتر را میتوان در بعضی دیگر از فعالان اجتماعی مشاهده کرد. وطن، خاک، رهبر، پرچم، زبان، فرهنگ و یا به افراطی گرایی متوسل میگردیم تا برای خود هویتی بسازیم و خلاء بوجود آمده از عدم انطباق و احساس تعلق به محیط جدید را جایگزین سازیم.

کنگره ایرانیان کانادا مد نظر است که من و شما را با هم آشنا و هم سخن بکرد. نام این نهاد ایجاب میکند که همه ایرانیان کانادا را در رابطه و وابسته به آن بدانیم. فقط اساسنامه این نهاد است که میتواند ما را از این حق محروم سازد که در اینصورت میبایست به تغییر نام این نهاد بپردازد.

آنچه من و شما را در مقابل هم قرار داده است، گرایشات سیاسی/عقیدتی و یا اختلاف نظرات نیست، که این نهاد چنین تنوع هایی را میطلبد تا ماهییت دموکراتیک آن معنا پیدا کند.

آنچه من و شما را در مقابل یکدیگر قرار میدهد، انحصار طلبی و احساس مالکیت شما و امثال  شماست که ناشی از کمبود و ناهنجاری های هویتی است که بقای خود را در "دیگری گرایی" مییابد، و جایی در چنین نهادی نباید داشته باشد.

به همین اکتفا کرده و به پدیده "زن" که  شما و بعضی از حامیان و همفکرانتان اخیرن جهت خاموش کردن مخالفان به آن متوسل شده اید، میپردازم. از قضا، دوره خاصی را میگذرانیم که انقلاب زن، زندگی، آزادی، و فاجعه مهسا در حال پرده دریدن هایی در سطح جهانی میباشند که تغییر و تحولاتی در نحوه نگرش را الزامی میدارند.

آخرین پادکست شما با مونا قاسمی، نایب رئیس کنگره من را برانگیخت که به حجاب اجباری، مردسالاری، پدر سالاری و تعرض به حقوق کودکان واکنشی نشان دهم. تحت عنوان فریاد یک زن، نوشتاری را به قلم آوردم که در فوروم کنگره به اشتراک گذاشتم. مطالبی را در سوشیال مدیا و مقاله ای را هم در این رابطه تهیه نموده ام که به دلیل موضوعات روز، به تاخیر افتاده است.

 به نظر میاید که نکاتی را که در این رابطه مطرح نموده ام مورد پسند شما و برخی از افراد قرار نگرفته است:

- آنهایی که در گذشته نیز تلاش نموده اند که از امتیاز زن و مادر بودن برای سرپوش گذاشتن بر ضعف ها و کجروی ها بهره بگیرند، و با قلمداد نمودن و مطرح کردن زن ستیزی دیگران را مجبور به سکوت کنند. 

- آنهایی که مردسالاری و پدر سالاری، و نگرش جنسیتی سنتی/مذهبی در آنها آنچنان نهادینه شده، که زن را ناموس خود دانسته، و غیرتشان ایجاب میکند که به جای آنها حرف بزنند و  حمایت از زنان را از وظایف و افتخارات خود به حساب آورند. اینگونه افراد قادر به پذیرفتن این نیستند که در دوره ای زندگی میکنیم که زنان در حال آموزش مردانگی به نامردان هستند.

- و بالاخره زنانی که متاسفانه با تعرضات سیاسی/ اجتماعی/فرهنگی خو گرفته اند، آنرا در خود آنچنان نهادینه کرده که عصیان و رهایی را برای خود حرام ساخته اند.

از شما دعوت میکنم که یکبار دیگر به آخرین پادکست خود گوش دهید و به چند نکته ای که به عنوان نمونه به آنها اشاره میکنم توجه کنید:

Interview with Mona Ghassemi

به نظر میاید که شما به عنوان مصاحبه کننده آنطور که باید به سخنان مخاطب خود گوش نمیدهید. مونا میگوید که در سن 17 الی 18 سالگی، که سن بلوغ است و یا حتی شاید بعد از آن، شهروندی کانادا را پذیرفته است. دقیقن در جمله بعدی شما از 14 الی 15 سالگی که جوانان از نظر قانونی هنوز تحت تابعیت اولیای خود هستند، صحبت میکنید. (5:30)

تاثیرات و فشارهای ناشی از باور های مذهبی، که مونا از طریق خانواده متحمل شده، کمتر مورد توجه شما قرار میگیرند تا توقعات و انتظارات رسانه ها و جامعه کانادایی از مهاجرین. باید اعتراف کنم که آشنا شدن با آنچه مونا در خانواده خود تحمل کرده، برای من قابل تعجب بوده است. (7:00)

از عدالت اجتماعی صحبت میکنید ولی گرایشات و باور های نهادینه شده شخصی شما مانع از تشخیص صحیح هستند. (17:00) با مطرح کردن سئوالات تمایلات خود را عنوان میکنید، و مسیر گفتگو را به گونه ای هدایت میکنید که اهداف خود در مخالفت با غرب و نادیده گرفتن علل اصلی نا هنجاری ها که همانا فرهنگ اسلامی است، را پیش ببرید. (21:00)

به احتمال زیاد ناخودآگاهانه، با اینکه با آن مخالفت میکنید نگاه کلیشه ای را باز تولید میکنید. (25:30)

همانطور که خود شما بر آن تاکید دارید، هویت پذیری جهت بقا امری عادی میباشد. (27:00) و این همانیست که من قصد دارم شما را از آن اگاه سازم. شما با حضور در کانادا و بهره گیری از آزادی و امنیت حاکم بر آن، بیعدالتی هایی که ملت ایران هر روز با آن مواجه هستند را نادیده گرفته و از اسلام و فرهنگ اسلامی حمایت میکنید.

از شما تقاضا دارم حداقل دقایق (36:00) را دوباره گوش دهید. زمانی که مونا قصد دارد به روان درمانی خود بپردازد و از خانواده و فشار هایی را که متحمل شده سخن بگوید، شما چگونه مسیر گفته های ایشان را پدر سالارانه تغییر میدهید. انگاری که شما بهتر از ایشان میدانید که مشکل اصلی کجا بوده است. (36:00)

ورای آنچه مونا سعی میکند از تجربیات ناگوار خود در رابطه با بکارت مطرح کند، شما دوباره به تفسیرهای شخصی خود از اسلام، رسوم سنتی و پدرسالاری میپردازید. (41:00)

من شما را به عنوان یک مسلمان متعهد که قوانین مذهبی را دنبال میکند (53:30) کاملن درک میکنم. ایکاش شما هم ایرانی های مهاجری را به خاطر مذهب ترک وطن کرده و یا اینکه جان و زندگی خود را به خاطر اسلام از دست داده اند درک میکردید. شما بصورت آشکار با اسلامو فوبیا مبارزه میکنید و همچون یک اسلاموفیل عمل میکنید.

تا زمانیکه این نحوه عمل در محدوده فعالیت های شخصی صورت میگیرند، جای حرفی در آن نیست. ولی دنبال کردن همان رویه به عنوان یکی از اعضای هییت مدیره قابل تامل است. شما تا جایی پیش میروید که به کسی که تعرضات مذهبی را با پوست  و گوشت و استخوان تجربه کرده و هزینه های آنرا پرداخت کرده است، نظرات خود را تلقین میکنید. (54:00)

شما به درستی به اختلالات و بحران های روانی حاصل از فشار هایی که مونا با آن برخورد داشته است، اشاره میکنید و بلافاصله آنرا به هویت مربوط میسازید و از بغرنجی آن میگویید. پیچیدگی هایی که برای توجیه و نادیده گرفتن آگاهانه حقایق اند. (55:00)

با در نظر داشتن اینکه این گفتگو میان دو تن از اعضای هییت مدیره صورت گرفته است، سخنان پایانی هر دوی شما، مرا برانگیخت که توجه اذهان عمومی را بیشتر به آنچه در این پادکست مطرح شد جلب نمایم.

امیدوارم که این نوشتار، شما را با تضادی که بخشی از هویت شما شده است آگاه سازد. چگونه متوسل شدن به کمپین "دگر گرایی" فردی که سخنان پایانی در این پادکست را بر زبان میاورد  نباید باعث تعجب گردد؟

اگر هم حق با شما و دوستانتان باشد که هدف من، آزردن، بولیگری و پشیمان ساختن باشد، باید توافق نظر داشته باشیم که راه مقابله با آن، مقابله به مثل و یا سانسور، تخریب، تعرض و حذف نیست.





این کامنت بعد از انتشار این نوشتار از فوروم کنگره حذف گردید.






 

بازگشت به صفحه اصلی

 

 

Last Edited 28/09/2023 - For all comments on this site info@signandprint.ca